موضوعيّه . بل مىتوان آن را در مطلق شبهات راجح و مستحب دانست .
متن :
ثمّ قال :
و منها : انّ الشّبهة فى نفس الحكم يسئل عنها الامام عليه السّلام بخلاف الشّبهة فى طريق الحكم لعدم وجوب السّؤال عنه ، بل علمهم بجميع افراده غير معلوم او معلوم العدم ، لانّه من علم الغيب ، فلا يعلمه الّا اللّه و ان كانوا يعلمون منه ما يحتاجون اليه و اذا شاؤا ان يعلموا شيئا علموه انتهى .
ترجمه :
گفتارى ديگر از مرحوم شيخ حرّ عاملى
سپس شيخ حرّ گفته است :
و از جمله وجوهى كه مىتوان در فرق بين شبهه موضوعيّه و حكميّه بيان نمود اينست كه :
شبههاى كه در نفس حكم باشد راجع به آن از امام عليه السّلام سؤال شده و مىپرسند كه حكم چيست و تكليف چه مىباشد بخلاف شبههاى كه در طريق حكم و موضوع آن باشد زيرا در اين قبيل از شبهات واجب نيست از امام عليه السّلام سؤال كرد ، بلكه بايد گفت علم ايشان و احاطه آنها به تمام افراد موضوعات معلوم نبوده بلكه مىدانيم كه ايشان بجميع موضوعات عالم و آگاه نيستند زيرا علم و آگاهى به كلّيه موضوعات از قبيل علم غيب بوده كه احدى غير از حقتعالى به آن واقف نمىباشد .
البتّه ناگفته نماند حضرات معصومين و ائمّه عليهم السّلام اگرچه به آنچه محتاج و نيازمند هستند آگاه بوده و هرگاه بخواهند به چيزى مطّلع شوند مىتوانند به آن عالم و واقف گردند .
شرح مقصود
حاصل گفتار مرحوم شيخ حرّ اينستكه :
وجه تفصيل بين شبهات موضوعيّه و شبهات حكميّه و اينكه در قسم اوّل به برائت