خلاصه آنكه :
حكم عقل بوجوب دفع ضرر در مطلق ضرر نيست بلكه ضرر غير متدارك و مضرّتى كه بواسطه جلب نفعى جبران نشود موضوع اينحكم مىباشد .
قوله : بيان لعدم الضّرر الاخروى : مقصود اينستكه موارد شبههاى كه احتمالا عدم بيان در آنها بخاطر وجود مفسدهاى در اعلام بوده يا اساسا در نفس عدم بيان مصلحتى نهفته است ارتكابشان جايز است زيرا بيان عامّى از شارع مقدّس صادر شده كه اعتمادا به آن مىتوان بارتكاب تمام اين موارد مبادرت نمود و آن رواياتى از قبيل : كلّ شيئ لك حلال حتّى تعرف الحرام منه بعينه مىباشد چه آنكه اذن و رخصت در ارتكاب نسبت بموارد مشتبه مقتضى است كه در صورت مبادرت بفعل عقابى بر آن بارنشود و صرف وجود مصلحت در عدم بيان كه فى الواقع تحقّق دارد ابدا موجب آن نيست كه در ارتكاب عقاب باشد .
قوله : يظنّ معه العطب : ضمير در « معه » به سلوك الطّريق راجع بوده و كلمه « عطب » بفتح عين و طاء يعنى هلاكت .
قوله : دون مطلق ما يحتمل فيه ذلك : مشار اليه « ذلك » ضرر مىباشد .
قوله : نعم ذكر قليل من متأخّرى المتأخّرين : از جمله مرحوم فاضل نراقى در كتاب مستند است كه فرموده :
مقتضاى صحيحه حريز كه قبلا ذكر نموديم آنست كه اگر شخص از گرفتن روزه خوف حدوث مرض را داشت افطار بر او واجب است و دليل بر اينحكم ادله نفى ضرر و عسر و حرج مىباشد و كلام را به آنجا رسانده كه فرموده :
از مطالبى كه ذكر كرديم چنين ظاهر مىشود كه در صورت خوف مطلق ضرر افطار واجب است .
پس ملاك و مناط جواز بلكه وجوب افطار در كلام ايشان خوف ضرر است كه بدون ترديد اين عنوان بر احتمال و شك صادق است .
قوله : بل مع بعض افراد الوهم ايضا : و آن فردى است كه در نهايت ضعف نباشد بطوريكه خوف از شخص زائل و منتفى گردد .
قوله : لكن الانصاف الزام العقل الخ :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 481
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٨١