تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
باشد بواسطه حكم عقل بقبح عقاب بدون بيان از آن در امان هستيم . و اگر مراد از آن امرى است كه ترتّب آن بدون بيان را عقل دفع نمىكند همچون مضارّ دنيوى در جواب مىگوئيم : اوّلا : قبول نداريم كه عقلا دفع آن واجب باشد چنانچه از مرحوم شيخ و جماعتى قبلا نفى وجوب گذشت . ثانيا : بفرض بپذيريم كه دفع عقلا واجب است مىگوئيم وجوب شرعى آن را نمىپذيريم زيرا شارع مقدّس به حلّيت هرغير معلوم الحرمتى تصريح فرموده در نتيجه عقابى بر آن مترتّب نيست و اساسا شرع بجواز ارتكاب غير قطعى كه بامر معاد تعلّق ندارد همچون مفروض كلام در ضرر محتملى كه در مقام بحث است حكم فرموده .

شرح مقصود

حاصل اشكال مستشكل آنست كه : در ارتكاب فرد مشتبه احتمال ضرر مىباشد و دفع هرضرر محتملى لازم بوده لاجرم اجتناب از فرد مشتبه واجب است و خلاصه جواب از اين اشكال چنين است : مقصود از « ضرر محتمل » يا ضرر دنيوى است و يا اخروى كه عقاب باشد : اگر منظور عقاب مىباشد يعنى مرتكب شدن فرد مشتبه احتمال عذاب و عقاب اخروى دارد صغراى قياس را منكر هستيم يعنى مىگوئيم : قبول نداريم در ارتكاب فرد مشتبه احتمال عقاب باشد زيرا عقل در مورد عدم بيان حكم بقبح عقاب مىنمايد و اينحكم از عقل خود مؤمّن معتبرى است بر جواز ارتكاب . و اگر مراد از « ضرر » ضرر دنيوى است كه عقل در صورت عدم بيان حكم به عدم ترتّب آن نمىكند . در جواب گوئيم : اوّلا : كبراى قياس را قبول نداشته و نمىپذيريم كه دفع هرضرر دنيوى عقلا واجب است چنانچه قبلا از مرحوم شيخ و جماعتى انكار اين وجوب نقل شد .