تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
در جواب مىگوئيم : هيچ دليلى قائم نشده كه خلو واقعه از حكم ظاهرى در جائى كه در مقام عمل نيازى به آن نيست جايز نباشد چنانچه در مورد دوران امر بين وجوب و استحباب نيازى به حكم ظاهرى نبوده و بدون آن عمل صحيحا واقع مىشود . سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : قبلا در مقصد اوّل از اين كتاب مبحث فروع اعتبار و حجيّت قطع مبلغى در اين‌باره صحبت كرديم كه طالبين براى اطّلاع بيشتر مىتوانند به آنجا رجوع نمايند .

شرح مقصود

قوله : و لكنّ الانصاف الخ : قبلا مرحوم شيخ در صدر مسئله مورد بحث فرمودند : مىتوان بادلّه اباحه كه در محتمل الحرمة قائم شده‌اند تمسّك كرد و طرح هركدام از وجوب و حرمت و رجوع به اباحه را تجويز نمود ، اينكه از اين سخن رجوع نموده و مىفرماين : انصاف اينستكه اين ادلّه قابل تمسّك در اينجا نبوده و منصرف بموردى هستند كه شيئ محتمل است حرام يا غير واجب باشد . قوله : نعم هذا الوجوب يحتاج الى دليل : مقصود از « هذا الوجوب » وجوب اخذ باحدهما مخيّرا مىباشد . قوله : و هو مفقود : ضمير « هو » به دليل راجع است . مؤلّف گويد : دليل بر تخيير عبارتست از اخبار علاجيّه كه در ذيل آنها امام عليه السّلام فرموده‌اند : اذن فتخيّر . قوله : و لا دليل على عدم جواز خلوّ الواقعة عن حكم ظاهرى : مرحوم محقّق بارفروشى مىفرماين : وجه آنچه مرحوم مصنّف ذكر كرده‌اند ظاهر و روشن است زيرا نه از عقل و نه از نقل دليلى قائم نشده بر امتناع خلوّ واقعه از حكم ظاهرى ، زيرا همانطورى كه قبلا