و الّا همانطورى كه گفتيم مدلول اخبار تخيير بين خبرين متعارضين است بطور مطلق .
شرح مقصود
قوله : و ليس فيه الاغراء بالجهل : ضمير در « فيه » به « هذا الجواب » راجع است .
قوله : و لعلّه من جهة كفاية الخ : ضمير در « لعلّه » به عدم كون الاغرا فيه راجع است .
قوله : بالاجماع و الاولويّة القطعيّة : مرحوم محقّق بارفروشى فرموده :
امّا اجماع : بخاطر آنچه در مسئله اوّل گذشت و گفتيم مرحوم شيخ حرّ عاملى و محدّث بحرانى ادّعاء كردهاند كه در شبهه وجوبيّه اختلافى نيست در اينكه وجوب محتمل و مشكوك منفى است مضافا بادّعاى اجماع بر نفى وجوب از جانب مجتهدين .
و امّا اولويّة قطعيّه : براى محلّ بحث شك در تكليف است و مورد روايت مذكور كه امام عليه السّلام در آن حكم به تخيير فرموده نه احتياط شك در مكلّف به مىباشد حا اگر در مورد شك در مكلّف به احتياط واجب نباشد قطعا در محلّ صحبت يعنى شك در تكليف احتياط منفى است .
قوله : ثمّ انّ جماعة من الاصوليّين : قبل از اينكه غرض مرحوم مصنّف از ذكر اينفائده را در اينجا شرح دهيم لازم ديدم اصطلاحات واقع در اين عبارات را توضيح دهيم :
ناقل : بهرخبر و حديثى كه بر خلاف اصل برائت باشد گويند .
مقرّر : بهرخبر و حديثى كه بر طبق اصل برائت باشد گويند .
حاظر : بهرخبر و حديثى كه بر خلاف اصل اباحه باشد گويند و در قبالش « مبيح » بهرخبر و حديثى اطلاق شود كه با اصل مزبور موافقت داشته باشد .
و امّا غرض مرحوم مصنّف از ذكر فائده مذكور :
مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير مىفرماين :
مقصود از نقل اينكلام آنست كه منافات متوهّم بين كلام مرحوم مصنّف در اينجا