توسعه و تخيير مختصّ بمورد تعارض مىباشند .
قوله : و ما دلّ على التّوقّف فى خصوص المتعارضين : مانند مقبوله عمر بن حنظله .
قوله : مختصّ بصورة التمكّن الخ : زيرا در اين حديث آمده است :
فارجه حتّى تلقى امامك .
و اين مضمون ظاهر كالصريح است در اينكه امر به ارجاء اختصاص به صورت تمكّن از علم دارد .
قوله : و امّا رواية غوالى اللئالى : مقصود مرفوعه مرحوم علّامه از زراره از مولانا ابى جعفر عليه السّلام مىباشد كه قبلا نقل شد .
قوله : و ان كان اخصّ منها : ضمير در « منها » به اخبار توسعه و تخيير راجع است .
وجه اخصّ بودن مرفوعه از اخبار التخيير آنست كه :
در مرفوعه بعد از عدم امكان احتياط امر به تخيير شده در حالى كه در اخبار تخيير اين امر مطلق است اعمّ از آنكه احتياط ممكن بوده يا ممكن نباشد .
قوله : الّا انّك ققد عرفت ما فيها : ضمير در « فيها » به رواية غوالى اللئالى راجع است .
مؤلّف گويد :
قبلا مرحوم مصنّف فرمودند كسى كه دأب و سيرهاش اين نيست كه در احاديث و كتب روائى قدح وارد كند ( مقصود مرحوم صاحب حدائق است ) در اين روايت و ناقل آن و كتاب غوالى اللئالى قدح و اشكال نموده است .
قوله : و منه يظهر : ضمير در « منه » به امكان حمل بر صورت تمكّن از استعلام راجع است .
قوله : بصحيحة ابن الحجّاج المتقدّمة : در اين روايت از كفّاره صيد سؤال شده و امام عليه السّلام در ذيل آن فرمودهاند :
اذا اصبتم به مثل هذا فلم تدروا فعليكم بالاحتياط حتى تسئلوا و تعلموا .
و ظاهر اينكلام آنست كه مورد حديث اختصاص دارد به صورت تمكّن از استعلام .
قوله : بناء على استظهار شمولها الخ : وجه استظهار اينستكه عبارت « اذا اصبتم به مثل
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 631
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣١