تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
آنست كه عمل مأتى به را متفرّع بر بلوغ اجر و ثواب قرار داده و حكم كرده‌اند كه اگر بسمع مكلّف رسيد فلان فعل داراى ثواب و اجر است و سپس آن را بداعى تحصيل اجر آورد البتّه مأجور خواهد بود و پرواضح است كه چنين شخصى منقاد و عملش را انقياد گويند نه عبادت تا متّصف به استحباب بشود و به تعبير ديگر : اتيان فعل بداعى احراز ثواب و اجر از نظر عقل محكوم به استحسان بوده و فاعلش مستحق مدح و تحسين است اگرچه فعل مأتى به در واقع هيچ حسنى نداشته باشد و اخبار من بلغ نيز به همين معنا اشاره داشته و بدين ترتيب ارشاد به حكم عقل مىنمايند ، بنابراين امر در اين احاديث ارشادى است نه مولوى در نتيجه نمىتوان از نفس اين اخبار استحباب فعل را استفاده كرد و باستناد آنها فتوى به مستحب بودن عمل داد . قوله : لكن يردّ هذا : مشار اليه « هذا » اشكال سوّم مىباشد . قوله : منع الظهور : يعنى ظهور اخبار من بلغ در تصحيح خصوص مستحبّات و ادلّه آنها . قوله : مع اطلاق الخبر : يعنى خبر ضعيف كه حامل ترتّب ثواب بر فعل مىباشد . قوله : و يردّ ما قبله : يعنى ما قبل هذا و منظور از اشكال ما قبل سوّم اشكال و ايراد دوّم مىباشد . قوله : ما تقدّم فى اوامر الاحتياط : مرحوم محقّق بارفروشى در شرح كبير فرموده‌اند : مخفى نماند آنچه در اوامر احتياط گذشت در اينجا كافى نيست زيرا در آنجا به اين بيان دفع اشكال كرديم كه مقصود از عبادت صورت عبادت يعنى مجرّد فعلى كه جامع جميع جهات غير از قصد قربت است مىباشد و همين معنا موضوع اخبار و اوامر احتياط قرار داده شده و اطلاع عبادت بر فعل مزبور اگرچه مجاز است ولى هم صحيح بوده و هم بدين ترتيب اشكال بر طرف مىشود امّا اين تقرير و بيان در مورد بحث كافى در دفع اشكال نيست زيرا موضوع اخبار تسامح كه عبارتست از الفعل البالغ عليه الثواب بر مجرّد فعل خالى از ثواب صادق نيست تا بدينوسيله رفع محذور گردد و اطلاق « الفعل البالغ عليه الثواب » بر مجرّد فعل خالى از ثواب مجازا اگرچه امرى است ممكن ولى از مجازات بعيده محسوب شده كه در عرف و عادت مقبول