قوله : فان كان الثابت فى هذه الاخبار : يعنى اخبار من بلغ .
مؤلّف گويد :
شقّ دوّم و عدل اينجمله عبارت « و ان كان الثابت بهذه الاخبار خصوص الثواب » بوده كه در چند سطر بعد قرار گرفته است .
قوله : اصل الثواب : يعنى با قطع نظر از خصوص ثوابى كه در ضمن خبر ضعيف رسيده است .
قوله : كانت مؤكّدة لحكم العقل بالاستحقاق : زيرا وقتى عقل حكم باستحقاق مدح فاعل نمود و فعل را حسن توصيف كرد قطعا حكم شرع به مثاب بودن فاعل و اينكه بر فعلش اجمالا ثواب مترتّب است تأكيد حكم عقل بوده و بدين ترتيب ارشادى محسوب مىشود و پس از آنكه ارشادى به حساب آمد ابدا از آنها نمىتوان استحباب شرعى را كشف كرد .
مرحوم محقّق بارفروشى مىفرماين :
بنا بر اينكه از ظاهر اين اخبار ترتّب ثواب را شرعا بر فعل انجام شده بتوان استفاده كرد و حكم نمود باينكه فاعل شرعا مستحق اجر و ثواب است البتّه استكشاف طلب شرعى استحبابى از اين اخبار ممكنست ولى در صورتى كه قائل شويم كه ظاهر آنها در اخبار از تفضّل و احسان حقتعالى بوده و ترتّب ثواب بر فعل حاكى از لطف و كرامت بارىتعالى است استكشاف طلب شرعى استحبابى از اين اخبار امكانپذير نيست .
قوله : و امّا طلب الشّارع لهذا الفعل : مقصود از « طلب » امرى است كه در خبر ضعيف از وجود مبارك نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا شخص شخيص وصى عليه السّلام صادر شده است .
قوله : لاجل تحصيل هذا الثواب : يعنى ثواب خاصّى كه در خبر ضعيف وارد شده است .
قوله : لازم للاستحقاق المذكور : يعنى استحقاق مدح فاعل كه عقل به آن حكم مىكند .
قوله : و هو عين الامر بالاحتياط : مرحوم محقّق بارفروشى مىفرماين :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 599
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩٩