گرفته و بنده منقاد محسوب مىشود .
شرح مقصود
مرحوم مصنّف در عبارات مذكور بشرح دو نكته ذيل پرداختهاند :
الف : نكته اوّل ردّ نمودن اشكال دوّم و سوّم .
ب : تثبيت نمودن و تصديق كردن اشكال اوّل .
شرح مردود بودن اشكال سوّم
در اشكال سوّم گفته شد اخبار من بلغ اخصّ از مدّعى بوده و تمام اقسام را شامل نمىشوند زيرا ظاهر اين اخبار اختصاص بموردى داشته كه مدلول خبر ضعيف صرفا ثبوت اجر بر فعل باشد يعنى مستحبات و بدين ترتيب اين اخبار مدرك تسامح در ادلّه خصوص مستحبات بوده نه مكروهات و نه واجبات و نه محرّمات .
جواب اينستكه اگر خبر ضعيف مطلق بوده و آنچه از ناحيه آن بسمع رسيده خصوص ثواب و اجر بر فعل نباشد ديگر ظهورى كه در اخبار من بلغ ادّعاء شد ممنوع بوده و آن را نمىپذيريم و در نتيجه بواسطه آنها مىتوان قاعده تسامح در ادلّه مطلق سنن را تثبيت نمود اعمّ از آنكه سنن مستحبّات بوده يا مكروهات باشند .
شرح مردود بودن اشكال دوّم
حاصل اشكال دوّم اين بود كه تحقّق موضوع اخبار من بلغ موقوف است بر حسن فعل و ترتّب ثواب بر آن حال اگر ثبوت ثواب و ترتّب آن بر فعل را بخواهيم با اين اخبار تثبيت كنيم دور لازم مىآيد و به تعبير ديگر :
اگر با اخبار من بلغ بخواهيم مستحب بودن فعل و ترتّب ثواب بر آن را اثبات كنيم لازم مىآيد موضوع متولّد از حكم را متعلّق حكم قرار داده باشيم و اين عقلا مستحيل مىباشد .
و توضيح اين اشكال و محذور قبلا گذشت ولى در عين حال اجمالا در اينجا مىگوئيم :