اشكال اوّل
انصافا نفس تعبير وارد در آيه و اينكه از عدم وجود تعبير به عدم وجدان شده بر مدّعا دلالت ندارد ولى در حدّ اشاره و اشعار مىتوان آن را پذيرفت و شاهد بر اين مدّعا فرموده مرحوم فاضل تونى است در كتاب وافيه كه مىفرمايد :
و در آيه اشعار و اشاره به اين نكته است كه قبل از ورود شرع نزد عقل مركوز و ثابت است كه اشياء مباح مىباشند .
اشكال دوّم
بفرض كه دلالت آيه را قبول نموده و بگوئيم آيه شريفه تنها اشعار و اشاره نداشته بلكه نسبت بمطلوب دلالت دارد بايد گفت :
در چنين فرضى نهايت مدلول و مضمون آيه اينست كه در احكام صادره از حقتعالى و ابلاغ آنها به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اگر محرّمى يافت نشد معلوم است كه وجود ندارد .
پرواضح است كه واقع امر نيز بايد چنين باشد زيرا آنچه از احكام صادره از حقتعالى كه به وسيله جبرئيل امين نازل شده بمحضر مباركش عرضه شده و جنابش بر تمام محيط و آگاه است ازاينرو عدم وجدان از عدم وجود منفكّ نيست فلذا عدم وجود حضرتش قطعا بر عدم وجود دلالت دارد ولى اين مضمون را نمىتوان در مورد بحث آورده و به آن تمسّك و احتجاج نمود زيرا مىدانيم كه احكام صادره از حقتعالى تمامش بما نرسيده و بسيارى از آنها نسبت بما در حجاب اختفاء است و هريك بسببى از اسباب ما مخفى شده و با چنين علمى چگونه مىتوان گفت مجرّد عدم وجدان ما نسبت بحكمى دلالت بر عدم وجود دارد .
قوله : مع انّه لو سلّم : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
قوله : باختفاء كثير منها عنّا : ضمير در « منها » به احكام راجع است .
متن : و منها
قوله تعالى :
وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ