شرح مقصود
حاصل مراد مرحوم مصنّف از اين عبارات آنست كه فهرست ابحاث را بطور اجمال بيان كنند و تقرير آن اينست كه :
از اصول چهارگانه در دو مقام بحث و گفتگو مىكنيم :
مقام اوّل : از حكم شكّ بدون اعتبار حالت سابقه و اين همانطورىكه گفتيم مجراى سه اصل برائت و احتياط و تخيير مىباشد ، پس در مقام اوّل از اين سه اصل گفتگو مىشود :
مقام دوّم : از حكم شكّ با اعتبار حالت سابقه پس در اين مقام از استصحاب سخن به ميان مىآيد .
و سخن در مقام اوّل نيز در دو موضع واقع مىشود :
موضع اوّل : حكم شكّ در نفس تكليف اعمّ از آنكه شكّ و شبهه حكميّه بوده يا موضوعى باشد و اين موضوع مبحث برائت را تشكيل مىدهد .
موضع دوّم : حكم شكّ در متعلّق تكليف با معلوم بودن نفس تكليف چه شكّ و شبهه حكميّه بوده يا موضوعى باشد و در اين موضع صحبت از احتياط و تخيير مىشود .
تبصره
مقصود از نفس تكليف نوع خاصّ از الزام باشد به اين معنا كه شخص جنس تكليف را دانسته ولى در نوعش شبهه داشته باشد مثل اينكه بداند الزامى از شارع مقدّس قطعا به او متوجّه شده منتهى نداند كه نوع الزام وجوبى است يا حرامى مىباشد و بدين ترتيب صورت دوران امر بين وجوب و حرمت كه اصطلاحا به دوران بين محذورين موسوم است در شكّ در تكليف داخل مىشود چه آنكه مناط اين شكّ آنست كه نوع تكليف مشتبه باشد اعمّ از آنكه جنس نيز مشكوك و غير معلوم بوده يا آنكه جنس معلوم باشد .
قوله : يحصل باشباعه فى مقامين : ضمير در « اشباعه » به كلام راجع است .
قوله : مع العلم بنفسه : يعنى بنفس تكليف .