شرح مقصود
مرحوم مصنّف در اين عبارات به دو نكته اشاره فرمودهاند :
الف : حصر اصول در اصول چهارگانه از قبيل حصر عقلى است .
ب : موارد اصول گاهى باهم تداخل مىنمايند .
امّا شرح نكته اوّل :
بيان حصر اصول در چهار اصل
همانطورىكه اشاره شد حصر اصول در چهار اصل برائت ، احتياط ، تخيير و استصحاب حصر عقلى است و چنانچه قبلا بيان نموديم حصر عقلى آنست كه مدّعا و غرض را از طريق دوران امر بين نفى و اثبات تقرير و تثبيت مىكنند ازاينرو در تقرير انحصار اصول اينطور مىگوئيم :
در شكّ يا يقين سابق برآن ملاحظه و اعتبار مىشود و يا لحاظ نمىشود اعمّ از آنكه يقين باشد و لحاظ نشود يا اساسا يقينى وجود نداشته باشد .
در صورتى كه يقين بوده و ملاحظه شود مورد استصحاب مىباشد و در فرض دوّم كه يقين اعتبار نشود از دو حال خارج نيست ، يا احتياط در حكم ممكن است يا ممكن نمىباشد .
فرض دوّم مجراى تخيير بوده و فرض اوّل خود بر دو گونه مىباشد :
يا دليل عقلى و نقلى بر ثبوت عقاب بمجرّد مخالفت با واقع مشكوك وجود دارد يا چنين دليلى موجود نيست فرض اوّل مورد احتياط بوده و فرض دوّم مجراى برائت است .
مقاله مرحوم بارفروشى و انتقاد ايشان بمصنّف ( ره )
مرحوم بارفروشى در مقام انتقاد به تقرير مصنّف ( ره ) مىفرمايد :
مصنّف ( ره ) مجراى تخيير را در اين تقرير فرضى قرار دادند كه در آن احتياط ممكن نمىباشد اعمّ از آنكه شكّ در تكليف بوده يا در مكلّف به باشد ،