تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
و امّا صحبت از برخى احكام كه در آن مجتهد و مقلّد مشترك هستند اگر در اين رساله صورت مىگيرد استطرادى و بالمناسبة است همچون استصحاب در برخى موضوعات مانند استصحاب طهارت و نجاست و حدث و رطوبت و يبوست و امثال اين‌ها . قوله : و هى منحصرة فى اربعة : ضمير « هى » به اصول جارى در احكام فرعيّه كلّيّه راجع است . مؤلّف گويد : حصر اصول در چهار اصل يادشده از طريق حصر عقلى است كه بين نفى و اثبات مىباشد فلذا غير از اين اصول ، هيچ اصل ديگرى وجود ندارد . و اگر گفته شود اين‌طور نيست كه اصول جارى در شبهات حكميّه منحصرا همين چهارتا باشند چه آنكه اصالة الطّهارة و اصالة الاباحة و عدم الدّليل كه بر عدم حكم دليل مىباشد و نيز قواعدى همچون قاعده يد و شكّ بعد از فراع و قاعده قرعه و اصالة الصّحّة و غير اين‌ها نيز اصولى هستند كه در مورد شكّ از آنها استفاده مىگردد : در جواب بايد بگوئيم : امّا اصالة الطّهاره مآلش به همان اصالة البراءة است چنانچه از مرحوم آقا باقر بهبهانى منقول است و امّا اصالة الاباحة و عدم الدّليل اگر مرجعش به يكى از اصول اربعه باشد كه اصل مستقلّى نيستند و در غير اين صورت نيز دليلى بر اعتبار آن دو وجود ندارد و نمىتوان از آنها به اصل معتبر ياد كرد . و امّا قواعد مذكور همچون قاعده يد و ديگر قواعد بايد بگوئيم از اين قواعد صرفا در موضوعات و احكام جزئى استفاده مىكنند نه شبهات حكميّه كلّيّه كه مورد بحث فعلى ما مىباشد .

مقاله مرحوم مولانا

مرحوم سيّد محمّد مولانا در حاشيه مىفرماين : برخى از ارباب دانش فرموده‌اند كه اصل برائت قسمى از اقسام استصحاب است چنانچه سلف از فقهاء و اصوليّون از جمله مرحوم شهيد اوّل در كتاب قواعد برآن
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 41 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى