تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
ترجمه :

تنبيه پنجم

مرحوم مصنّف مىفرماين : اصالة الاباحه در مشتبه الحكم صرفا در صورتى جارى مىشود كه اصل موضوعى حاكم برآن وجود نداشته باشد ، بنابراين اگر در حلّيّت حيوانى كه علم بقبول تذكيه‌اش هست اصالة الحلّ جارى مىشود ولى اگر قابليّتش براى تذكيه مشكوك بوده و سپس در حلّيّت آن شكّ داشته باشيم حكم حرمت است زيرا در اين مورد اصل موضوعى حاكم يعنى اصالة عدم تذكيه جارى شده و با جريان آن نوبت به اجراء اصالة الحلّ نمىرسد چه آنكه از شرائط تذكيه قابل بودن محلّ براى آن است كه آن در مورد كلام بحسب فرض مشكوك و محتمل مىباشد ازاين‌رو حكم بعدم قابليّت نموده و در نتيجه حيوان مذبوح ميته مىباشد . شرح مقصود حاصل مراد آنكه : چون اصل اباحه اصل جارى در حكم مىباشد و احكام به منزله معلول و موضوعات همچون علّت هستند لاجرم اصل جارى در حكم زمانى جريان دارد كه در ناحيه موضوع اصل جارى نباشد چه آنكه با جريان اصل موضوعى اصل حكمى محكوم واقع شده و نوبت به اجرائش نمىرسد بنابراين اگر گوسفند يا گاو و يا حيوان ديگرى را كه قابليّتش براى تذكيه محرز و قطعى است مذبوحا ببينيم مىتوانيم اصالة الاباحه را در آن جارى نموده و حكم به حلّيّتش كنيم ولى اگر حيوان مذبوحى را كه قابليّتش براى تذكيه مشكوك و محتمل است ملاحظه نمائيم اصالة الاباحه را نمىتوان در آن جارى كرد زيرا موضوع اين اصل حيوان مزبور بوده كه محكوم باصالة عدم تذكيه مىباشد در نتيجه حيوان مذكور ميته مىباشد . قوله : حاكم عليها : ضمير در « عليها » به اصالة الاباحه راجع است . قوله : بقبوله التّذكيّة : ضمير در « بقبوله » به حيوان عود مىكند . قوله : و ان شكّ فيه : يعنى فى الحلّ . قوله : لانّ من شرائطها : يعنى شرائط تذكيه .