امام عليه السّلام مىفرماين : خبرى كه مشهورى است اخذ نما و حديث شاذّ را ترك كن و علّت آن اينست كه خبر مشهورى در آن شكّى نيست .
از مفهوم آن اينطور استفاده مىشود كه خبر شاذّ در آن شكّ مىباشد و مقصود هم همين است نه اينكه خبر مشهورى بدون شكّ و ترديد صحيح است و شاذّ بدون شكّ باطل مىباشد و شاهد ما بر اين معنا امورى است :
1 - ترجيح به شهرت را در روايت از ترجيح به اعدليّت و اصدقيّت و اورعيّت تأخير انداختهاند .
و اگر شاذّ بدون ترديد باطل و فاسد مىبود معنا نداشت با باطل بودن آن بگوئيم خبرى كه راوى آن اعدل و اصدق و اورع است بايد اخذ شود و اگر از اين جهات هر دو باهم تساوى داشتند آنگاه بايد خبر مشهور را اخذ نمود بديهى است اين امور اگر در خبر شاذّ هم باشد ملاك ترجيح قرار گرفته و سبب آن مىشود آن را بر مشهور مقدّم كنيم و اين معنا با باطل بودن رأسى و قطعى شاذّ هيچ تناسب و سازش ندارد .
2 - راوى تعارض را در خبرين كه هر دو مشهورى است فرض نموده حال اگر خبر مشهور ، مقابلش را مقطوع البطلان قرار دهد لازمه آن اينست كه دو خبر قطعى باهم تعارض نمايند و اين مستحيل و غيرممكن است چون با بودن قطع هرگز طرف مقابل آن قطعى نمىتواند باشد .
3 - در حديث امور به سه قسم تقسيم شدهاند درحالىكه اگر شاذّ مقطوع البطلان مىبود داخل در « بيّن غيّه » بوده و اشياء به دو قسم بايد تقسيم مىشدند .
بنابراين مسلّم و قطعى است كه مقصود امام عليه السّلام اين نيست كه خبر مشهور شاذّ را مقطوع البطلان قرار مىدهد تا در نتيجه حديث از مورد كلام اجنبى بوده و دلالت بر طرح امر قطعى البطلان كند بلكه مطابق تقرير گذشته مفادّ حديث طرح امرى است كه در صحّت و بطلانش ترديد و شكّ باشد و چون مورد بحث نيز از مصاديق همين معنا است الزاما بايد ترك شده و بامرى كه صحّتش قطعى است يعنى احتياط عمل نمود .
قوله : لا انّ الشّهرة يجعل الشّاذّ الخ : برخى از اهل تحقيق فرمودهاند اين عبارت طعن و ردّ بر صاحب فصول است كه فرموده خبر مشهورى شاذّ را مقطوع البطلان قرار
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 348
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٤٨