علامت حصول مغرب مىباشد منتهى چون اين حكم با رأى عامّه و مخالفين سازگار نبوده و ايشان صرف استتار را كافى مىدانند لاجرم امام عليه السّلام براى بيان حكم واقعى بهنحوىكه در ظاهر انتزاع مخالفت با رأى عامّه نشود تعبير مزبور را فرمودهاند و اظهار فرمودهاند كه : ارى لك ان تنتظر و از ظاهر آن اينطور استشمام مىشود كه احتياط مستحب است نه واجب تا با تقيّه تنافى داشته باشد ولى باطنا همانطورىكه گفته شد مقصود از آن وجوب احتياط و لزوم انتظار است تا بدينوسيله حمره مشرقيّه زائل گشته و مطابق با مذهب اهل بيت عصمت سلام اللّه عليهم اجمعين مغرب داخل گردد پس عبارت « و تأخذ بالحائطة لدينك » نه بر استحباب دلالت دارد تا با حكم واقعى كه زوال حمره مشرقيّه باشد مخالفت پيدا كند و نه محمول بر وجوب است تا با تقيّه از عامّه كه احتياط در مورد استتار قرص را مستحب مىدانند منافى باشد لاجرم اين فقره از روايت را بايد بر مطلق رجحان حمل كنيم كه رعايت هر دو امر بدين ترتيب بگردد .
نتيجه معنا در روايت
از آنچه در تقرير معناى روايت تا به اينجا نقل شد حاصل و خلاصهاش اينست كه :
در معناى حديث دو احتمال است كه يكى قريب و به نظر مأنوس آمده و ديگرى بعيد مىباشد .
امّا احتمال اوّل : آنكه سؤال سائل از موضوع مشتبه مىباشد يعنى بگوئيم وى حكم را مىداند كه مغرب باستتار قرص حاصل مىشود و سرخى بالاى كوه اگر حمره مغربيّه باشد مغرب داخل شده و بدين ترتيب افطار و اداء نماز جايز است منتهى سائل نمىداند كه قرص واقعا مستتر شده يا هنوز مستور نگشته ازاينرو از امام عليه السّلام مىپرسد در چنين موردى و با وجود اين شكّ چه بايد كرد .
ناگفته نماند كه معناى مزبور در صورتى صحيح است كه به عقيده علماء شيعه استتار قرص كافى در تحقّق مغرب باشد .
و حاصل جوابى كه امام عليه السّلام بسائل مىدهند اينست كه و لو شبهه مزبور موضوعيّه است و على القاعده احتياط در آن واجب نيست ولى چون در موردش