تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
قطعا چنين جهلى ، جهل به حكم و شبهه سائل شبهه حكميّه است كه امام عليه السّلام در جواب وى فرموده‌اند : وظيفه آنست كه بايد صبر نموده و احتياط كرد تا حمره مزبور زائل گردد . و بهر تقدير اين احتمال در روايت داده مىشود اگرچه به نظر بعيد مىرسد و طبق اين احتمال مدّعاى اخبارىها ثابت مىشود كه روايت در مورد شبهه حكميّه ، احتياط را واجب نموده است .

سؤال

همان‌طورىكه در قبل اشاره شد وظيفه امام عليه السّلام ارشاد و بيان احكام است نه تقرير و تثبيت جاهل در جهل حال اگر با تقرير مذكور شبهه را حكميّه فرض كنيم چطور مىتوان تصحيح نمود كه امام عليه السّلام سائل را موظّف به احتياط نموده و وى را در جهلش باقى گذارده‌اند با اينكه اين معنا از منصب حضرتش عليه السّلام بعيد مىباشد .

جواب

اگرچه حقّ همين است كه بيان شد و حكم به احتياط به ملاحظه اينكه در واقع ابقاء در جهل است از منصب امام عليه السّلام بعيد مىباشد ولى درعين‌حال ممكنست بگوئيم : اين نحو از تعبير بخاطر تقيّه بوده تا بدين‌وسيله امام عليه السّلام اين‌طور بتوهّم بيندازند كه وجه در تأخير و انتظار كشيدن آنست كه شخص جزم بحصول استتار قرص پيدا كرده و كوچك‌ترين احتمالى در عدمش ندهد نه آنكه تأخير و صبر از اين جهت باشد كه با تحقّق استتار مغرب داخل نمىشود . و حاصل كلام آنكه همّ امام عليه السّلام در جواب سائل اينست كه اين‌طور وانمود نمايند كه مغرب باستتار قرص حاصل مىشود منتهى براى علم و يقين به آن واجب است انتظار كشيده و احتياط نمايند تا حمره مشرقيّه زائل گردد و حال آنكه واقع امر اين نيست بلكه غرض حضرتش آنست كه بسائل بفهمانند استتار قرص موجب دخول مغرب نيست بلكه زوال حمره مشرقيّه از مشرق و قرار گرفتنش در طرف مغرب