مخالفين اينطور بيايد كه وجه در تأخير ، حصول جزم باستتار قرص و زوال احتمال عدم آن مىباشد نه اينكه مغرب با تحقّق استتار داخل نمىشود چنانچه از كلام امام عليه السّلام كه فرمودهاند : ارى لك ، استشمام رائحه استحباب مىشود پس شايد تعبير به اين عبارت با اينكه تأخير در مورد سؤال واجب بوده از جهت تقيّه باشد و در چنين موقعى حكم به احتياط در روايت صرفا دلالت بر رجحان مىكند نه بر وجوب .
شرح مقصود
حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينست كه :
آنچه تا به اينجا در تقرير معناى روايت ذكر شد و آن را بر شبهه موضوعيّه منطبق نموديم مبتنى بر تسليم و تصديق دو امر مىباشد :
1 - استتار قرص آفتاب در تحقّق غروب كفايت كند .
2 - مقصود از « حمره » در حديث حمره مغربيّه باشد .
زيرا باتوجّه به دو امر مذكور تقرير شبهه موضوعيّه اينطور مىشود كه سائل محضر امام عليه السّلام عرضه مىدارد :
آفتاب زائل شده و قرص خورشيد از ما مستور و پنهان گشته و سرخى بالاى كوه به چشم مىخورد كه اگر اين سرخى ، حمره مغربيّه باشد وقت مغرب داخل شده و مىتوانيم نماز خوانده و روزه را افطار كنيم و اگر سرخى مزبور ، همان سرخى باشد كه از نور خورشيد در بالاى افق حاصل شده و فوق كوه ظاهر گشته پس مغرب داخل نشده و بايد صبر نمود ، حال وظيفه چيست و در مورد اين شبهه و جهل به اينكه حمره ، چه حمرهاى بوده چه بايد كرد ؟
و پرواضح است كه اين سؤال از موضوع مشتبه مىباشد كه شرحش گذشت .
ولى اگر موضوع مشتبه نبوده و سائل بداند كه حمره فوق جبل همان حمره مشرقيّه است كه حكمش آنست كه به واسطه زوالش از مشرق و حصولش در مغرب ، وقت مغرب داخل مىگردد ولى اين حكم را نداند و جاهل به مسئله باشد لذا از محضر امام عليه السّلام مىپرسد كه وظيفه در اين مورد چيست و با ظاهر بودن اين سرخى بالاى كوه و اذان گفتن مؤذّنين مىتوان افطار نمود و نماز را بجاى آورد يا نه ؟
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 335
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٥