تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
قوله : و نحن نقول بمقتضاها : يعنى بمقتضى الاخبار . قوله : و هى الاباحه : ضمير « هى » به « الحكم الظّاهرى » راجع بوده و تأنيث آن باعتبار خبر كه « اباحه » است مىباشد . قوله : و فيه انّ المراد بالتّوقّف كما يشهد سياق تلك الاخبار :

كلام محقّق بارفروشى در شرح كبير

مرحوم بارفروشى در شرح كبير مىفرماين : اين ايراد از مرحوم مصنّف مبتنى برآن است كه توقّف در اخبار به معناى مطلق السّكون و عدم المضىّ باشد كه كنايه از آنست كه مكلّف فعل را مرتكب نشده و حركتى از خود نشان ندهد چنانچه اين تفسير سابقا از مرحوم مصنّف نقل شد ولى مرحوم فاضل قمّى در كتاب قوانين فرموده‌اند : مقصود از توقّف در اخبار توقّف سكوت كردن از فتوى و عدم اذعان به مطلوبيّت و مبغوضيّت مىباشد و حاصل آنكه شخص اذعان بجهل و نادانى خويش داشته باشد و پس از آن يا به اصالت البراءه و يا بلزوم احتياط حكم كند پس قول بتوقّف از هيچيك از اين دو رأى منفكّ و جدا نمىباشد . و در اين معنا مرحوم فاضل نراقى و صاحب فصول و غير ايشان از صاحب قوانين تبعيّت نموده‌اند . و انصاف اينست كه حقّ همان است كه مرحوم صاحب قوانين فرموده يعنى ظاهر توقّف سكوت است نه سكون يعنى : بر شخص لازم است كه از فتوى دادن در مورد شبهه ساكت شده و نسبت به حكم واقعى رأيى از خود اظهار نكند نه به اباحه و نه به حرمت چنانچه از برخى روايات همچون موثقه سماعة بن مهران از مولانا ابى الحسن موسى عليه السّلام چنين برمىآيد : قال فى جملتها : و ما لكم و القياس ، انّما هلك من هلك من قبلكم بالقياس . ثمّ قال :