قوله : و هو قبيح : ضمير « هو » به ترتّب العقاب على التّكليف المجهول راجع است .
قوله : كما اعترف به : ضمير در « اعترف » به سائل و در « به » به قبح راجع است .
قوله : على مخالفته لا مخالفة الواقع : ضمير در « مخالفته » به احتياط راجع است .
متن : هذا كلّه ، مضافا الى دوران الامر فى هذه الاخبار بين حملها على ما ذكرنا و بين ارتكاب التّخصيص فيها باخراج الشّبهة الوجوبيّة و الموضوعيّة .
و ما ذكرنا اولى و حينئذ فخيريّة الوقوف عند الشّبهة من الاقتحام فى الهلكة اعمّ من الرّجحان المانع من النّقيض و من غير المانع منه ، فهى قضيّة تستعمل فى المقامين و قد استعملها الائمّة عليهم السّلام كذلك :
ترجمه :
جواب ديگر مرحوم مصنّف از اخبار احتياط و توقّف
علاوه بر جوابى كه از اخبار مذكوره داده شد مىتوان گفت :
امر وارد در اين اخبار مردّد است بين اينكه بر آنچه ما ذكر كرديم يعنى ارشاد محمول بوده و بين آنكه بر وجوب حمل شده و در آنها تخصيص داده و شبهه وجوبيّه و نيز موضوعيّه را از تحت آنها خارج كنيم درحالىكه آنچه ما گفتيم اولى و شايستهتر است و در اين هنگام بايد گفت :
خير بودن وقوف در شبهه از ورود در هلاكت اعمّ است از رجحان مانع از نقيض و از رجحان غير مانع از آن .
پس اين فقره از حديث قضيّهاى است كه در هر دو مقام استعمال مىگردد و ائمّه عليهم السّلام آن را به همين معناى عامّ استعمال فرمودهاند يعنى گاهى در رجحان با منع از نقيض و زمانى در غير مانع از نقيض استعمال نمودهاند :
شرح مقصود
اين عبارات اشاره است به جواب دوّمى كه مرحوم مصنّف از روايات