الهلكة الموجودة فى الواقع على تقدير الحرمة الواقعيّة .
ترجمه :
جواب از سؤال
مرحوم مصنّف در جواب از سؤال مذكور مىفرماين :
ايجاب احتياط اگر مقدّمه براى احتراز از عقاب واقعى باشد پس مستلزم آنست كه عقاب بر تكليف مجهول مترتّب بوده و آن قبيح و ناروا است چنانچه اخبارى خود به آن معترف است و اگر حكم ظاهرى نفسى است پس هلاكت اخروى بر مخالفت آن مترتّب بوده نه بر مخالفت واقع درحالىكه صريح اخبار مفادش هلاكت موجوده بر واقع بفرض حرمت واقعى مىباشد .
شرح مقصود
حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اشكال يادشده مىدهند اينست كه :
در ايجاب احتياط دو احتمال است :
احتمال اوّل : شارع مقدّس آن را به ملاحظه تحرّز از عقاب واقعى واجب كرده باشد و به عبارت ديگر :
مقدّمه براى اجتناب از ترك واقع باشد پس وجوبش ، غيرى و مقدّمى مىباشد .
احتمال دوّم : ايجاب احتياط تكليف ظاهرى و نفسى بوده كه اساسا در جعل آن هيچ نظرى بواقع نيست بنابراين وجوبش نفسى و ذاتى است .
اگر مقصود احتمال اوّل باشد بايد در جواب بگوئيم :
لازمه اين احتمال آن است عقاب بر تكليف مجهول واقعى مترتّب باشد و آن بتصديق خود سائل و نيز اخبارىها قبيح و ناپسند است .
و اگر مراد احتمال دوّم باشد در جواب مىگوئيم :
پس عقاب بر ترك احتياط بايد مترتّب بوده نه بر واقع درحالىكه صريح اخبار آنست كه عقاب بر ترك واقع مىباشد نه بر مخالفت با احتياط .
قوله : فهو مستلزم لترتّب العقاب : ضمير « هو » به كون الاحتياط مقدّمة راجع است .