شرح مقصود
مرحوم مصنّف در آخر عبارات گذشته فرمودند :
اخبار مذكوره نه در احداث اين احتمال كافى بوده و نه در حكم آن ، لذا اين فرموده زمينه براى فراهم آمدن سؤال مزبور گشته و حاصل آن اينست كه :
اين اخبار در احداث احتمال عقاب كفايت نموده و در اثبات حكمش كه وجوب احتياط و لزوم اجتناب از شبهه باشد كافى و وافى مىباشند چه آنكه مستفاد از آنها اينست كه در هر موردى كه تكليف محتمل باشد ارتكاب آن احتمالا شخص را به هلاكت مىكشاند .
و ظاهر لفظ « هلاكت » در احكام شرعى هلاكت اخروى كه همان عقاب و مؤاخذه است مىباشد بنابراين مىتوان از اين اخبار كشف كرد كه شارع مقدّس در موارد شبهه از تكليف واقعى كه مجهول است رفع يد ننموده و به ترك آن راضى نيست ازاينرو به واسطه اين اخبار احتياط و توقّف را واجب كرده است و وجه صدور اين اخبار آنست كه اگر شارع مىخواست به همان تكاليف واقعيّه اكتفاء كرده و نفس وجود واقعى آنها را منشا براى عقاب قرار دهد با اينكه مكلّف از واقع بىخبر مىباشد اين امر قطعا قبيح و ناروا بود ازاينرو به واسطه اخبار مذكور جهت نيل بمقصودش كه رعايت واقع باشد تكليف ظاهرى يعنى احتياط را جعل و تشريع فرمود .
قوله : انّ المستفاد منها : يعنى من الاخبار المذكورة .
قوله : و لازم ذلك : مشار اليه « ذلك » عدم سقوط عقاب مىباشد .
قوله : على نفس التّكاليف المختفية : يعنى التّكاليف المجهولة .
متن : قلت
ايجاب الاحتياط ان كان مقدّمة للتّحرّز عن العقاب الواقعى فهو مستلزم لترتّب العقاب على التّكليف المجهول و هو قبيح كما اعترف به و ان كان حكما ظاهريّا نفسيّا .
فالهلكة الاخرويّة مترتّبة على مخالفته لا مخالفة الواقع و صريح الاخبار ارادة
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٥