مرحوم شهيد در كتاب ذكرى صرفا بر رجحان دلالت مىكنند .
و امّا جواب از آيه « لا تلقوا » ، بايد گفت :
اگر مقصود از « هلاك » عقاب اخروى باشد قطعا ثابت نمىباشد و اگر مراد غير آن باشد شبهه از اين حيث موضوعى شده كه باتّفاق اخبارىها احتياط در آن لازم نمىباشد .
شرح مقصود
حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از آيات مذكور مىدهند اينست كه :
آيات را بسه دسته تقسيم فرموده و از هريك جوابى علىحدّه ذكر مىفرماين و شرح مختصر آنها چنين است :
1 - جواب از آيات دالّه بر نهى از قول به غير علم
از اين آيات دو جواب مىدهند :
الف : جواب نقضى .
ب : جواب حلّى .
امّا جواب نقضى : اخبارىها خود در شبهات حكميّه وجوبيّه و شبهات موضوعيّه بطور كلّى به برائت قائلند باتوجّه به اين امر مىگوئيم :
اين نظريّه و رأى همچون كلام مجتهدين در مورد بحث يعنى شبهه حكميّه تحريميّه است به اين معنا كه اگر بتوان قول مجتهدين در اينجا را قول به غير علم دانسته و آيات مذكوره را شاملش بدانيم قول اخبارىها به برائت در دو مسئله مزبور نيز چنين مىباشد و اگر رأى اخبارىها در اينجا قول به غير علم نيست پس فتواى اصوليّون به برائت در مورد بحث نيز اين عنوان را ندارد و بدين ترتيب مشمول آيات نامبرده واقع نمىشود .
و امّا جواب حلّى : اصوليّون در مورد بحث اعتماد و اتّكالشان بر برائت مستند به دليلى است كه اخبارىها نيز آن را قبول دارند و آن قاعده قبح عقاب بدون بيان