قوله : اشبه بالقياس : وجه شباهت اين استصحاب به قياس آنست كه در قياس اتّحاد موضوع در مقيس و مقيس عليه شرط نبوده تنها قدر جامع و ادنى ملابستى بين اين دو كفايت مىكند چنانچه امر در خمر و فقاع اينچنين است بخلاف استصحاب كه از شروط مسلّمه و معتبره حتمى در آن اتّحاد موضوع در دو قضيّه سابقه و لاحقه است حال اگر اين شرط را رعايت نكرده و حكم ثابت در زمان سابق براى موضوعى را در زمان لا حق براى موضوعى ديگر بادنى ملابست و محض شباهت بين اين دو اثبات كنيم اين امر به قياس شباهتش بيشتر است تا استصحاب .
قوله : فتأمّل : شايد اشاره به اين باشد كه عرف صغير را با بالغ و مجنون را با عاقل متّحد دانسته و صغر و كبر ، عقل و جنون را از حالات طاريه بر موضوع مىدانند و شاهد بر اتّحاد موضوع آنست كه هاذيّت محفوظ بوده و شخص بالغ را مىگويند همان كودك سابق است و در محلّش محقّق است كه در اتّحاد موضوع همين مقدار كفايت كرده و دقّت عقلى لازم نمىباشد .
متن : و بالجملة :
فاصل البراءة اظهر عند القائلين بها و المنكرين لها من ان يحتاج الى الاستصحاب .
ترجمه : و خلاصه كلام آنكه :
تمسّك به اصل برائت از نظر قائلين و منكرين آن در اينجا بمراتب واضحتر است از اينكه احتياجى به استصحاب باشد .
مؤلّف گويد :
مقصود مرحوم مصنّف آنست كه با بودن خود برائت جائى براى تمسّك باستصحاب آن نيست و مستدلّ اگر بجاى تمسّك به استصحاب برائت به نفس برائت استدلال مىنمود استدلالش از نظر قائلين به برائت يعنى مجتهدين و منكرين آنكه اخبارىها باشند خيلى متينتر و استوارتر بود .
قوله : عند القائلين بها : يعنى قائلين به برائت .
قوله : المنكرين لها : ضمير در « لها » به برائت عود مىكند .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٥٦