شرح مقصود
مرحوم مصنّف در عباراتى كه ذكر شد به شرح دو نكته پرداختهاند :
1 - كلام مرحوم ابن زهره و متأخّرين از ايشان در تأييد اصوليّين كه در مورد جهل به تكليف به برائت قائلند .
2 - وهم و دفع آن .
نكته اوّل كلام مرحوم ابن زهره در غنيه
مؤلّف گويد :
مرحوم ابن زهره در كتاب غنيه در فصل واجب تخييرى مىفرماين :
اگر از كفّارات سهگانه يكى بطور غير معيّن واجب باشد لازم است پيش از آنكه مكلّف مأمور باتيان آن و موظّف به آوردنش گردد ممتاز و مشخّص شود زيرا تكليف به امرى كه براى علم به آن راهى وجود ندارد به ملاحظه اينكه از مصاديق تكليف ما لا يطاق است قبيح مىباشد ازاينرو مىتوان اينطور گفت :
نفس فقدان چنين طريقى به منظور علم به تكليف در مورد بحث خود دليل بارز و روشنى است كه هر سه امر بنحو وجوب تخييرى در عهده مكلّف آمدهاند .
مقاله مرحوم محقّق حلّى و استدلالش براى برائت :
مرحوم محقّق صاحب شرايع به تبعيّت از ابن زهره عليهالرّحمه در مسئله برائت كه حضرات اصوليّين قاطبة به آن قائلند به تقرير ما لا يطاق متمسّك شده و بدين ترتيب مدّعاى اصوليّون را اثبات فرموده است وى در اصول خود مىفرمايد :
اصل اينست كه ذمّه عباد از شواغل شرعيّه خالى باشد لذا وقتى مدّعى ادّعاى حكم شرعى نمود خصم او مىتواند در نفى آن به برائت اصليّه تمسّك كرده و اينطور بگويد :
اگر اين حكم ثابت مىبود پس لازم بود كه بر ثبوتش دليلى دلالت كند و