باشد و آن اينست كه :
اراده عموم از كلمه « شىء » در اين مقام اصلا غير معقول و قابل تصوير نيست زيرا دائره استغراق يا به ملاحظه جمع اشياء بوده و يا باعتبار احكام مىباشد :
اگر به ملاحظه اشياء باشد اين استغراق وجود خارجى بتاتا ندارد زيرا در كائنات كسى يافت نمىشود كه رأسا و بطور كلّى از هيچچيز اطّلاع نداشته باشد حتّى طفل شيرخوار را نيز نمىتوان چنين انگاشت چه آنكه وى لااقلّ به شرب لبن از پستان مادرش عالم و مطّلع است .
و اگر باعتبار احكام فرض گردد آن نيز در خارج غير موجود مىباشد چه آنكه احدى در خارج وجود ندارد كه صيت اسلام به گوشش نرسيده باشد و بفرض وجود در غايت ندرت و نهايت قلّت مىباشد .
متن : و منها
قوله عليه السّلام :
ايّما امرئ ركب امرا بجهالة فلا شىء عليه .
و فيه انّ الظّاهر من الرّواية و نظائرها من قولك فلان عمل بكذا بجهالة هو اعتقاد الصّواب و الغفلة عن الواقع ، فلا يعمّ صورة التّردّد فى كون فعله صوابا او خطاء .
و يؤيّده انّ تعميم الجهالة بصورة التّردّد يحوّج الكلام الى التّخصيص بالشّاكّ الغير المقصّر و سياقه آبى عن التّخصيص فتأمّل .
ترجمه :
و از جمله اخبار
و از جمله احاديث و اخبارى كه مجتهدين براى برائت به آن تمسّك كردهاند حديث ذيل مىباشد :
هر شخصى كه امرى را از روى جهالت مرتكب شود تكليفى بر او نمىباشد .