تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
متن : و منها رواية عبد الاعلى عن الصّادق عليه السّلام : قال : سألته عمّن لم يعرف شيئا ، هل عليه شىء ؟ قال : لا . بناء على انّ المراد بالشّيء الاوّل فرد معيّن مفروض فى الخارج حتّى لا يفيد العموم فى النّفى فيكون المراد : هل عليه شىء فى خصوص ذلك الشّيء المجهول . و امّا بناء على ارادة العموم فظاهره السّؤال عن القاصر الّذى لا يدرك شيئا . ترجمه :

از جمله اخبار

از جمله احاديث و اخبارى كه مجتهدين براى برائت به آن تمسّك كرده‌اند حديث عبد الاعلى از مولانا الصّادق مىباشد كه در ذيل نقل مىگردد : عبد الاعلى مىگويد : از حضرتش راجع به كسى كه چيزى نمىداند پرسيدم آيا برآن چيزى هست ؟ فرمودند : خير .

تقريب استدلال

استدلال به اين حديث شريف مبنى بر آنست كه مقصود از « شىء اوّل » در سؤال فرد معيّن و مشخّص در خارج باشد تا در غير اين صورت مفيد عموم نبوده و بتوان به آن براى مورد بحث استدلال كرد بنابراين در صورتى كه فرد معيّن از آن مقصود باشد مقصود آنست كه : آيا بر كسى كه شيئى برايش مجهول است و آن را نمىداند تكليفى مىباشد آنگاه حضرت در جواب مىفرماين : خير تكليفى وجود ندارد . و امّا بنا بر اينكه از اين كلمه عموم اراده شده باشد ظاهرش اينست كه سائل از امام عليه السّلام راجع به جاهل قاصرى كه هيچ‌چيز را نمىداند پرسش نموده است .