تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
شرح مقصود حاصل تقريب استدلال بحديث مذكور اينست كه : كلمه « ما » در اين حديث محتمل دو معنا مىباشد : الف : آنكه بگوئيم موصوله و مضاف اليه « سعه » مىباشد ، بنابراين احتمال معناى حديث چنين مىشود : مردم در توسعه و فراخى آن چيزى هستند كه به آن علم ندارند يعنى مثلا اگر به حرمتش عالم بودند در تنگى امتثال قرار گرفته و الزاما مىبايد آن را ترك مىكردند ولى اكنون كه از آن اطّلاعى ندارند امر در اختيار خودشان بوده هم مىتوانند آن را اتيان نموده و هم تركش كنند ، پس قهرا در توسعه واقع هستند . ب : بگوئيم كلمه « ما » مصدريّه زمانيّه است از قبيل « ما دمت حيّا » بنابراين تقدير عبارت چنين مىشود : النّاس فى سعة مدّة جهلهم . يعنى مردم در توسعه و فراخى هستند تا مادامىكه در جهل و نادانى مىباشند . و بهر تقدير هركدام از دو معنا را كه از روايت اخذ كنيم براى اثبات مطلوب مجتهدين كفايت مىكند چه آنكه در هر دو فرض از شخص جاهل تكليف مجهول مرفوع بوده و وى در قيد امتثال آن نمىباشد و حاصل اشكال مرحوم مصنّف به اين تقريب آنست كه : اين استدلال همچون استدلال بآيات گذشته بوده و جوابش همان است كه در آنجا گفتيم لذا در اينجا نيز مىگوئيم : اخبارىها مىگويند شخصى كه از راه ادلّه عقليّه و سمعيّه به وجوب احتياط دست نيافته مىتواند به اين احاديث و آيات استدلال كند ولى وقتى با اخبار و ادلّه عقلى اثبات نموديم كه احتياط در مورد بحث واجب است يعنى دليل عقلى و نقلى هر دو برآن قائم شدند ديگر تمسّك به اين سنخ ادلّه مورد ندارد و به عبارت ديگر : نسبت اين روايات با ادلّه آتيه‌اى كه از اخباريّون نقل مىشود همچون نسبت اصل با دليل است پس با وجود آن ادلّه ديگر نوبت به اين قبيل اخبار نمىرسد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 164 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى