و ظاهر آن اينست كه مؤاخذه بر حسد نيز رفع شده با اينكه اين معنا با ظاهر اخبار كثيرى مخالفت دارد ، زيرا از اخبار اينطور استفاده مىشود كه صاحب حسد معاقب و مؤاخذ مىباشد امّا ممكنست در مقام جمع بين اين حديث شريف و آن اخبار بگوئيم :
حديث رفع محمول است بر موردى كه حاسد اثر حسدش را بر زبان يا سائر جوارح و اعضاء ظاهر نكرده باشد و اين حمل به اين صورت واقع مىشود كه « ما لم ينطق بشفته » را تنها قيد « و التّفكّر فى الوسوسة فى الخلق » ندانسته بلكه حسد را نيز به آن مقيّد نمائيم .
و مؤيّد اين تقييد آنست كه « حسد » در روايت مرفوعه هندى كه از مولانا امام صادق عليه الصّلاة و السّلام نقل نموده و در آخر ابواب كفر و ايمان از اصول كافى آمده از تمام فقرات مؤخّر ذكر شده است و اين روايت مرفوعه چنين نقل شده :
قال قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : وضع عن امّتى الى آخر .
يعنى : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند :
از امّت من نه چيز رفع شده است :
خطاء ، نسيان ، عدم علم ، عدم طاقت ، اضطرار ، اكراه ، طيره ، وسوسه نمودن درباره مردم ، حسد مادامىكه به زبان يا دست كارى انجام ندهد .
شرح مقصود
قوله : و ان لم يكن مربوطا به : ضمير در « به » به مقام راجع است .
قوله : و ظاهره رفع المؤاخذة على الحسد : ضمير در « ظاهره » به نبوىّ راجع است .
قوله : و يمكن حمله على ما لم يظهر الحاسد اثره : ضمير در « حمله » به نبوى و در « اثره » به حسد عود مىكند .
قوله : باللّسان او غيره : ضمير در « غيره » به لسان راجع است .
قوله : بجعل عدم النّطق باللّسان قيدا له : ضمير در « له » به حسد راجع است .
قوله : ايضا : يعنى همانطورىكه اين كلمه قيد براى « و الوسوسة فى التّفكّر فى الخلق » مىباشد .
قوله : و يؤيّده : ضمير مفعولى به حمل راجع است .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥١