تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
امام عليه السّلام فرمودند : اكراه و اضطرار و اعمال شاقّ و طاقت‌فرسا از اين امّت مرحومه رفع شده پرواضح است اگر عتق و صدقه در حال اكراه واقع شود بنده و فقراء از آن منتفع مىشوند حال كه به مقتضاى حديث شريف وقوع اين دو رفع و نفى شده است مملوك و فقراء از قبل اين رفع متضرّر شده‌اند و اين معنا با فرموده شما كه اظهار نموديد حديث تنها آثارى كه با امتنان بر جنس امّت تهافت نداشته باشد رفع مىكند سازش ندارد . مرحوم مصنّف در جواب از اين توهّم مىفرماين : رفع اثر اكراه از خوردن قسم در حالت اكراه اگرچه معنايش عدم وقوع طلاق و بطلان صدقه مىباشد و در نتيجه بنده آزاد نشده و فقراء از رسيدن بمال محروم مىمانند ولى واقع امر اينست كه اين معنا در حقّ مملوك و فقراء اضرار محسوب نشده بلكه نامش عدم المنفعة است و بين ضرر و عدم منفعت فرق واضح و تفاوت غير قابل انكار مىباشد چه آنكه از جمله فروقى كه بين آنها است و مورد كلام ما در اينجا مىباشد آنكه ضرر با امتنان منافى ولى عدم منفعت هيچ تهافت و تنافى با امتنان ندارد . و سپس مىفرماين : و همچنين در مثالى كه شخصى ديگرى را بر اضرار به مسلمانى اكراه و وى را تهديد مىكند كه اگر اين كار را عملى نسازد ضررى بر خودش وارد مىنمايد . در اينجا بر شخص مكره ( بفتح راء ) لازم نيست خود را به منظور دفع ضرر از غير در معرض تضرّر و تحمّل ضرر قرار دهد بلكه چون ضرر اوّلا و بالذّات متوجّه غير شده و اساسا قصد و اراده مكره ( بكسر راء ) ايجاد ضرر بر غير مىباشد و مكره ( بفتح راء ) را مباشر در اين امر قرار داده لاجرم به مقتضاى حديث رفع اثر اكراه را اگر در حقّ وى مرفوع بدانيم هيچ با امتنان منافاتى ندارد . قوله : فوات نفع على المعتق : كلمه « معتق » بفتح تاء ، مقصود از آن عبد مىباشد . قوله : لينافى ترخيصه : ضمير مجرورى در « ترخيصه » به اضرار به غير عود مىكند .