و بخاطر همين روايات كه اعمال حسد را نهى و زجر فرموده مرحوم شهيد اوّل در كتاب دروس در باب شهادت اظهار و اعمال حسد را از معاصى كبيره شمرده است نه نفس حسد را .
و مرحوم محقّق در كتاب شرايع مىفرماين :
حسد معصيت است چنانچه ظنّ سوء بمؤمن بردن نيز حرام مىباشد و تظاهر به اين دو قادح در عدالت مىباشد .
و انصاف اينست كه در بسيارى از اخبار حسد به اين نكته اشاره داشته و استعمال آن را نهى نموده نه از نفس وجود آن در شخص مذمّت و ملامت نموده باشند .
شرح مقصود
قوله : لكونه ادنى مراتب الاظهار : ضمير در « لكونه » به نطق راجع است .
قوله : و البغى عبارة عن استعمال الحسد : مقصود از « استعمال حسد » ترتيب آثار حسد بر محسود مىباشد .
مؤلّف گويد :
از برخى كتب لغت اينطور استفاده مىشود كه « بغى » همان نفس حسد است نه استعمال آن مثلا در كتاب مجمع اللّغة چنين آمده :
البغى : الحسد ، ثمّ سمّى الظّالم بغيّا ، لانّ الحاسد ظالم .
يعنى : كلمه « بغى » يعنى حسد و ازاينرو ظالم را « بغىّ » خواندهاند كه حاسد ظالم مىباشد .
مرحوم محقّق بارفروشى مىفرماين :
شايد مرحوم مصنّف معنائى را كه در اينجا ذكر فرمودهاند از سياق حديث استفاده نمودهاند چه آنكه معنا ندارد گفته شود : اذا حسدت فلا تحسد .
قوله : و فى الشّرائع انّ الحسد معصية :
مؤلّف گويد :
شايد وجه عصيان اين باشد كه « حسد » عبارتست از آرزوى زوال نعمت از ديگران بخلاف « غبطه » كه در تفسيرش گفتهاند :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 153
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٣