اوّل را در برخى اوقات به فقاهتى مقيّد نموده و مىگويند « دليل فقاهتى » .
البتّه اين دو قيد يعنى « اجتهادى » و « فقاهتى » دو اصطلاح است از مرحوم وحيد بهبهانى به جهت مناسبتى كه در تعريف فقه و اجتهاد ذكر شده در اينجا ملاحظه و اعتبار گرديده است .
شرح مقصود
قوله : و امّا ما دلّ على الحكم الاوّل علما او ظنّا معتبرا : دليلى كه بر حكم اوّلى بطور علم و يقين دلالت كند همچون اخبار متواتر و آياتى كه دلالتش ظنّى نباشند .
و دليلى كه نسبت به حكم اوّلى مفيد ظنّ معتبر باشد همچون خبر عادل و اجماع منقول و قول لغوى .
مؤلّف گويد :
طبق شهادت برخى از محقّقين از ظاهر عبارت مرحوم مصنّف اينطور استفاده مىشود كه مدلول اصول عمليّه حكم ظاهرى بوده و مفاد امارات شرعيّه و ظواهر لفظيّه همچون كتاب و سنّت كه نسبت به حكم گاهى علم و زمانى ظنّ مىآورند حكم واقعى مىباشد درحالىكه اين امر بر خلاف طريقه اصوليّين مىباشد .
قوله : و قد يقيّد بالاجتهادى : ملاك در دليل اجتهادى آنست كه نظر بواقع بوده و از آن حكايت كند به اين معنا كه شارع مقدّس آن را طريق بواقع قرار داده باشد مانند خبر واحد و كتاب .
قوله : قد يسمّى بالدّليل مقيّدا بالفقاهتى : مناط در دليل فقاهتى آنست كه نظر شارع و اعتبارش در ملاحظه آن طريقيّت آن بواقع و مرآت بودنش براى آن نباشد همچون اصول عمليّه .
قوله : و هذان القيدان اصطلاحان من الوحيد البهبهانى :
مرحوم محقّق بارفروشى مىفرماين :
مخفى نباشد كه اين دو از اصطلاح مرحوم بهبهانى نبوده و قبل از ايشان ديگران نيز آن را اطلاق كردهاند از جمله مرحوم ملّا صالح مازندرانى در شرح زبدة
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 14
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٤