تضعيف مرحوم مصنّف توجيه مذكور را
بعد در مقام تضعيف اين توجيه مىفرماين :
اشكال اين توجيه آنست كه زمانى حسن دارد كه به قدر متيقّن رجوع شود كه اعتراف كنيم روايت مجمل است نه آنكه با اين رجوع بخواهيم اثبات ظهور آن در رفع مؤاخذه را بنمائيم .
توجيه ديگر
پس از آن در مقام توجيه ديگر برآمده و مىافزايند :
مگر آنكه بگوئيم قائل مزبور در مقام اثبات ظهور روايت در رفع خصوص مؤاخذه است از اين حيث كه حمل حديث بر رفع خصوص مؤاخذه موجب آن است كه در عموم ادلّهاى كه اثبات آن آثار را نموده تخصيصى وارد نكنيم درحالىكه تقدير جميع آثار سبب اين تخصيص مىگردد و در مقام ترديد بين اين دو حمل مىگوئيم عموم آن ادلّهء مثبت آثار مبيّن اين حديث ( حديث رفع ) بوده و اجمالش را زائل و ظاهر در رفع خصوص مؤاخذه مىگرداند چه آنكه مخصّص وقتى از جهت مردّد بودنش بين كثرت مخصّصات و قلّت آنها مجمل گرديد عموم عامّ نسبت به مقدار تخصيص مشكوك مبيّن اجمال آن بوده و مقدار تخصيص را در خصوص متيقّن قرار داده و بدين ترتيب افراد مشكوك التّخصيص در عامّ داخل مىشوند نه در مخصّص .
شرح مقصود
مرحوم مصنّف قبلا با همان تقريرى كه گذشت اثبات فرمودند كه با اشكال يادشده نمىتوان تقدير خصوص مؤاخذه را تضعيف و مقدّر بودن جميع آثار را تأييد نمود .
اينك مىفرماين :
همانطورىكه تأييد مذكور را تضعيف نموده و به آن ملتزم نشديم اكنون مىگوئيم مقاله ديگرى را هم كه برخى از فحول يعنى مرحوم علّامه حلّى عطّر اللّه