ظهورها فى رفع المؤاخذة الّا ان يراد اثبات ظهورها من حيث انّ حملها على خصوص المؤاخذة يوجب عدم التّخصيص فى عموم الادلّة المثبتة لآثار تلك الامور و حملها على العموم يوجب التّخصيص فيها ، فعموم تلك الادلّة مبيّن لتلك الرّواية ، فانّ المخصّص اذا كان مجملا من جهة تردّده بين ما يوجب كثرة الخارج و بين ما يوجب قلّته كان عموم العام بالنّسبة الى التّخصيص المشكوك فيه مبيّنا لاجماله فتأمّل .
ترجمه :
مقاله برخى از فحول در ارتباط با تقدير جميع آثار و تضعيف آن
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
ضعيفتر و سستتر از تأييدى كه در رابطه با تقدير جميع آثار ذكر شد مىباشد آنچه را كه برخى فرمودهاند و آن اينست كه :
اراده جميع آثار و تقدير آن داراى محذور و اشكالى است كه مانع از فرض آن مىباشد زيرا اگر مقدّر تمام آثار اين مذكورات باشد محتاج به كثرت اضمار و تقدير بوده و از باب اينكه قلّت اضمار از كثرتش اولى است لاجرم مىبايد خصوص مؤاخذه در تقدير باشد .
اين مقاله همانطورىكه از ظاهرش آشكار است مورد مناقشه و اشكال مىباشد اگرچه فرموده برخى از فحول و بزرگان است .
توجيه مرحوم مصنّف براى مقاله مذكور
سپس در مقام توجيه آن مىفرماين :
شايد مقصود ايشان اين باشد كه از بين آثار خصوص رفع مؤاخذه متيقّن و قطعى است و رفع غير آن محتاج به دليل قطعى است و چون دليل قطعى در اينباره در دست نداريم لاجرم به صرف رفع مؤاخذه بايد اكتفا شود .