ما لا طاقة لنا به » لا تورد علينا ما لا نطيقه من العقوبة .
و بالجملة : فتأييد ارادة رفع جميع الآثار بلزوم الاشكال على تقدير الاختصاص برفع المؤاخذة ضعيف جدّا .
ترجمه :
جواب حاسم از اصل اشكال
مرحوم مصنّف مىفرماين :
جوابى كه اصل و پايه اشكال را از بن مىكند و آن را زائل مىنمايد اينست كه بگوئيم :
قبول نداريم عقل مستقلّا به قبح مؤاخذه بر اين امور بطور مطلق حكم نمايد ، زيرا خطاء و نسيانى كه از ترك تحفّظ ناشى شده و شخص خود مقصّر در حدوث آنها باشد موجب عقاب و مؤاخذه بوده بدون اينكه عقل آن را تقبيح نمايد .
و همچنين مؤاخذه بر ارتكاب شيئى از روى جهل با تمكّن شخص از احتياط و عدم مراعات آن از نظر عقل هيچ قبحى ندارد .
چنانچه در تكليف شاقّ و طاقتفرسائى كه از اختيار خود مكلّف ناشى شده است حال به همين منوال بوده و مؤاخذه برآن مورد تخطئه عقل نمىباشد .
و مقصود از « ما لا يطاق » در روايت امرى است كه از نظر عرف و عادت نتوان آن را تحمّل نمود نه آنكه اصلا برآن قدرت نباشد تا عقل عقاب و مؤاخذه را در موردش قبيح بداند همچون طيران در فضاء كه اگر شخص به آن مكلّف شد و نتوانست به انجامش رساند مورد عقاب واقع شود .
و امّا منظور از « ما لا يطاق » در آيه شريفه عذاب و عقوبت اخروى است لذا معناى
لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا
به اينست كه خداوندا بر ما عذابى كه طاقتش را نداريم وارد نفرما و خلاصه كلام آنكه تأييد نمودن تقدير رفع جميع آثار به اين تقرير كه اگر خصوص مؤاخذه مقدّر باشد اشكال يادشده متوجّه آن مىگردد ضعيف و سست مىباشد .
شرح مقصود
حاصل فرموده مصنّف اينست كه :