تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ
« زمانى كه قرآن تلاوت مىشود به آن گوش فرا دهيد » .
وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها
« زمانى كه جواب تحيّت و سلام كسى را مىدهيد پس به بهتر از آن جواب داده يا عين همان سلام را به سلام‌كننده ردّ نمائيد » . و غير اين امثله از مثالها و شواهدى كه قابل حدّ و حصر نيست . شرح مقصود حاصل اشكال اوّل اينست كه : تمسّك به آيه شريفه جهت اثبات حجّيّت قول عادل از دو راه ممكنست صورت گيرد كه هيچيك از آن دو تمام نمىباشد : 1 - از راه مفهوم وصف . 2 - از طريق مفهوم شرط . اگر استدلال از راه مفهوم وصف باشد يعنى بخواهند بگويند : تعليق حكم يعنى وجوب تبيّن بر وصف « فاسق » دلالت مىكند بر اينكه اگر اين وصف منتفى گرديد و مخبر عادل بود حكم نيز منتفى شده و تبيّن واجب و لازم نمىباشد . جواب اين استدلال اينست كه در محلّش مقرّر است وصف داراى مفهوم نيست مخصوصا در اوصافى كه موصوف آنها در عبارات مذكور نباشد چه آنكه در اين فرض مفهوم ، مفهوم لقب است نه وصف ، بنابراين اگر در آيه شريفه گفته مىشد : ( ان جاءكم رجل فاسق الخ ) يعنى موصوف « فاسق » كه « رجل » باشد در عبارت ذكر مىگرديد باز وصف « فاسق » مفهوم نداشت چه رسد به موردى كه ذكرش در عبارت منتفى بوده و مفهوم از قبيل مفهوم لقب است نه وصف . و گويا اشكالى كه مرحوم سيّد مرتضى و ابن زهره و طبرسى و محقّق و علّامه قدّس سرّهم كرده و فرموده‌اند : استدلال بمفهوم « فاسق » مبنى است بر حجّيّت دليل الخطاب و ما به آن قائل نيستيم ناظر به همين بيانى باشد كه ما در اينجا توضيح داديم . و امّا اگر استدلال از راه مفهوم شرط باشد در جواب گوئيم :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 619 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى