[ اشكالاتى بر استدلال به آيه نباء ]
ترجمه :
اشكال اوّل از اشكالاتى كه قابل جواب نمىباشد
اگر استدلال به آيه شريفه نباء راجع به اعتبار مفهوم وصف يعنى فسق باشد و باصطلاح از طريق مفهوم وصف بخواهند حجّيّت قول عادل را اثبات نمايند پس اشكالى كه در آن هست اينست كه در محلّ خود مقرّر و ثابت است كه وصف مفهوم معتبرى ندارد مخصوصا در وصفى كه اعتماد بر موصوف موجود در عبارت نباشد چنانچه در مورد كلام يعنى آيه شريفه امر چنين است چه آنكه در اين قبيل اوصاف مفهوم شباهتش به مفهوم لقب بيشتر از مفهوم وصف مىباشد و شايد بتوان گفت همين معنا مقصود كسانى است كه از آيه شريفه و استدلال به آن اينطور جواب دادهاند كه :
استدلال به آيه مبنى است بر دليل خطاب و ما به آن قائل نيستيم نظير مرحوم سيّد مرتضى و سيّد ابن زهره و امين الاسلام طبرسى و محقّق و علّامه حلّى و غير ايشان .
و اگر استدلال مزبور باعتبار مفهوم شرط باشد چنانچه از صاحب معالم در اين كتاب و محكىّ از دستهاى ديگر اينطور استفاده مىشود پس اشكال آن اينست كه مفهوم جمله شرطيّه خبر آوردن عادل نيست بلكه خبر نياوردن فاسق مىباشد و بديهى است كه در اين صورت تبيّن و تفحّص عدمش از جهت فقدان موضوع يعنى خبر مىباشد .
پس در واقع بايد گفت جمله شرطيّه در اين آيه شريفه براى تحقّق موضوع آورده شده و اينگونه جملات هرگز داراى مفهوم نيستند نظير امثله ذيل :
ان رزقت ولدا فاختنه « اگر داراى فرزند شدى پس او را ختنه نما » .
ان ركب زيد فخذ ركابه « اگر زيد بمركب سوار شد پس ركابش را بگير » .
ان قدم من السّفر فاستقبله « اگر زيد از مسافرت بازگشت پس به استقبالش برو » .
ان تزوّجت فلا تضيّع حقّ زوجتك « اگر ازدواج نمودى پس حق همسرت را از بين مبر » .
اذا قرأت الدّرس فاحفظه « زمانى كه درس را خواندى پس آن را بخاطر سپار » .
و خداوند سبحان در قرآن شريف مىفرمايد :