توضيح در ذيل آيه تعليلى براى عدم جواز عمل بخبر فاسق آمده كه با ملاحظه آن معناى مجموع آيه چنين مىشود :
اى كسانى كه به خدا و رسول او ايمان آوردهايد اگر فاسق و خلافكارى براى شما خبرى آورد از صدق و كذب خبرش تجسّس كنيد زيرا در عمل بقول وى چهبسا ايذاء و آزار به ديگران وارد شده و پس از تبيّن و معلوم شدن حال از عملى كه كردهايد پشيمان خواهيد شد .
پرواضح است كلمات « أن تصيبوا » و « نادمين » و
« عَلى ما فَعَلْتُمْ »
ظاهر بلكه صريح در عمل و فعل بوده و از اين كلمات به خوبى مىتوان بدست آورد كه مقصود از وجوب تبيّن لزوم آن در صورت عمل كردن بقول فاسق مىباشد .
نتيجه پس با در نظر گرفتن اين سه دليل در نتيجه بايد بگوئيم :
معلول در آيه شريفه عدم جواز عمل بخبر فاسق است نه اخبار فاسق و سماع آن و علّت وقوع در ندامت از عمل به آن مىباشد و مفهوم آن اينست كه در عمل بخبر عادل چون چنين ندامتى وجود ندارد ازاينرو بدون تبيّن مىتوان به آن عمل كرد .
مؤلّف گويد :
تا اينجا كلام مرحوم مصنّف در اين فرض بود كه وجوب تبيّن شرطى بوده نه نفسى سپس مىفرماين :
اگر بنا بگذاريم كه از آيه شريفه نسبت به تبيّن از خبر فاسق وجوب نفسى استفاده مىشود باز مىگوئيم :
تمسّك به مقدّمه خارجى كه مشتمل بر اولويّت ياد شده يعنى اسوأ بودن حال عادل از فاسق است صحيح نمىباشد زيرا طبق اين فرض معناى آيه چنين مىشود :
اى كسانى كه به خدا و رسول او گرويدهايد اگر فاسقى براى شما خبرى آورد بر شما واجب است كه از خبر وى و صدق و كذبش تفحّص و تبيّن نمائيد .