قرار داد خود دلالت مىكند كه شارع اقدس براى عادل از اين جهت مزيّتى قائل شده چه آنكه به واسطه فحص و پىگيرى كردن خبر بسا خلافگوئى و كذب مخبر ظاهر شده و بدينوسيله به مفتضح شدن وى و هتك احترامش مىانجامد درحالىكه ترك تعقيب و رها كردن خبر وى دلالت بر عنايت و لطف در حقّ او دارد و در اين آيه عينا اين امر نسبت به فاسق و عادل مراعات شده يعنى فحص و تبيّن از خبر فاسق واجب و ترك آن نسبت بعادل القاء شده است فتأمّل .
شرح مقصود مرحوم مصنّف پس از آنكه از آيه شريفه استظهار فرمود كه وجوب تبيّن از خبر فاسق واجب شرطى است نه نفسى اينك در مقام اقامه دليل بر اين مدّعا برآمده و مىفرماين :
سه دليل قائم است بر اينكه لزوم تفحّص از صدق و كذب خبر شرطى است نه نفسى و شرح آن سه چنين است :
1 - وقتى گفته شود زيد اگر براى شما خبرى آورد چون معلوم نيست راست مىگويد يا دروغ لذا در اطراف آن تحقيق كنيد .
عرف از اين عبارت و اشباه آن اينطور مىفهمد كه اگر بخواهيد بخبر زيد عمل كنيد البتّه اوّل لازم است تحقيق نموده و سپس به آن ترتيب اثر دهيد نه اينكه تا زيد خبر داد چه درصدد عمل به آن بوده و چه چنين عزمى نداشتيد بايد از صدق و كذب آن تحقيق نمائيد و چون فهم و ادراك عرفى ميزان ظهور الفاظ و استفاده معانى است لاجرم غير از وجوب شرطى كه از آيه استفاده مىشود معناى ديگرى را نمىتوان مستند به آن دانست .
2 - اجماعى علماء است كه تبيّن و تفحّص از خبر فاسق واجب نفسى نيست پس با وجود چنين اجماعى چگونه مىتوان از آيه معناى مخالف با اجماع را استفاده كرد يا اينكه معناى موافق با آن از آيه محتمل بلكه اظهر است .
3 - اگرچه از صدر آيه مىتوان وجوب نفسى را استفاده نمود ولى تعليلى كه در ذيل آيه شريفه آمده به ملاحظه تناسبش با وجوب شرطى احتمال وجوب نفسى را دفع كرده و خصوص وجوب شرطى را متعيّن مىنمايد .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 613
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦١٣