مقصود از وجوب نفسى آنست كه نفس اخبار فاسق سبب شود كه تكليف به عهده مكلّفين آمده و آنها را به تفحّص و تبيّن وادار نمايد اعم از آنكه بخبر وى بخواهند عمل كنند يا چنين نباشد چنانچه خواندن نماز و امساك از مفطرات و رفتن به حجّ و انجام سائر عبادات لازم و واجب است چه مكلّف به حضرت بارىتعالى قرب پيدا نموده و عملش مقبول واقع شود و چه اينطور نباشد .
و مراد از وجوب شرطى آنست كه اگر بخواهند به خبر فاسق عمل نموده و برآن ترتيب اثر دهند لازم است از صدق و كذب آن جستجو و تفحّص نمايند و در غير اين صورت فحص و تبيّن لزوم و وجوبى ندارد بعد از ذكر اين مقدّمه گوئيم :
در صورتى كه تبيّن وجوبش نفسى باشد چنانچه از ظاهر آيه شريفه اينطور برمىآيد حقّ با مستدلّين بوده به اين معنا كه براى اثبات حجّيّت قول عادل بايد از مقدّمه خارجى مذكور استفاده نمائيم ولى در فرض دوّم يعنى اگر وجوبش شرطى باشد نيازى به آن نبوده و اشكال مرحوم ماتن به ايشان وارد است .
توضيح اگر تبيّن همچون سائر واجبات نفسى لازم و واجب باشد از آيه سه امر استفاده مىشود :
1 - پس از تحقّق خبر فاسق بر مكلّفين واجب است در صدد صدق و كذب خبر برآمده و تا يكى از اين دو را احراز ننمودهاند از پاى نبايد بنشينند .
2 - اگر عادل خبر آورد بدون تفحّص آن را ردّ و طرح كنند .
3 - يا در صورت اخبار عادل آن را بدون چون و چرا و تحقيق و تفحّص بپذيرند .
و چون امر دوّم قابل قبول نيست بعلّت اينكه لازمهاش اينست كه عادل از فاسق حالش بدتر و دگرگونتر باشد لاجرم امر سوّم ثابت بوده و بدين ترتيب حجّيّت قول عادل اثبات مىگردد .
حال اگر وجوب تبيّن شرطى باشد هيچيك از اين سه امر تحقّق پيدا نكرده و از آيه استفاده نمىشود و بدين ترتيب نيازى به مقدّمه خارجى مزبور پيدا نمىشود چه آنكه در اين فرض معناى آيه اينست :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 609
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٠٩