8 - توضيح استدلال به آيه نباء از راه دلالت منطوقى بتقرير ديگر
بعضى دلالت منطوقى آيه بر حجّيت خبر عادل را اينطور تقرير نمودهاند :
اينكه حقتعالى در اين آيه به لفظ « تبيّنوا » تعبير فرموده نه الفاظى از قبيل « فلا تقبلوا » خود حاكى از آنست كه شأن خبر اينست كه پذيرفته شود و به عبارت ديگر مقتضى براى قبول در آن هست و در مواردى كه آن را طرح مىكنند بخاطر وجود مانع مىباشد و از صريح آيه شريفه اينطور استفاده مىشود كه « فسق » يعنى تعمّد كذب و از روى اختيار و عمد دروغ گفتن يكى از موانع محسوب مىشود بنابراين خبر عادل چون چنين مانعى در آن نيست پس بايد مورد قبول قرار گيرد .
9 - استدلال به آيه نباء از طريق مفهوم شرط
چنانچه گفته شد مشهور از فقهاء از اين طريق استدلال نموده و خبر واحد عادل را حجّت كردهاند و تقرير فرموده ايشان طبق آنچه مصنّف عليهالرّحمه در اينجا ذكر فرمودهاند چنين است :
خداوند متعال در اين آيه شريفه طلب بيّنه و تفحّص نمودن از حقّ را معلّق بر خبر آوردن فاسق نموده و به عبارت ديگر شرط وجوب فحص و لزوم تتبّع را اين قرار داده كه آورنده خبر فاسق باشد و پرواضح است به مقتضاى مفهومى كه در شرط وجود دارد جواب در وقتى كه شرط منتفى باشد آن نيز منتفى مىگردد پس اگر آورنده خبر فاسق نبوده بلكه عادل باشد وجوب تبيّن نيز ساقط مىشود .
حال مىگوئيم وقتى مخبر عادل بود و تفحّص از خبرش به مقتضاى مفهوم شرط واجب نباشد از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه علاوه بر عدم وجوب فحص اساسا خبر را بايد طرح نمود .
ب : آنكه پذيرفتن خبر جايز بوده و بدون تحقيق و تفحّص از خبرش بتوان به آن عمل نمود .
در فرض دوّم مطلوب خاصّ است و آيه از ادلّه حجّيت خبر عادل مىگردد