6 - توضيح استدلال به آيه نباء از طريق دلالت منطوقى
برخى از ارباب استدلال براى اثبات مدّعا و استدلال به آيه فرمودهاند :
تفحّص و تبيّن از خبر وقتى با هريك از دو وصف « فسق » و « عدالت » ملاحظه و اعتبار مىشود بشهود و عيان درمىيابيم كه اين امر با وصف فسق مناسبتر است و اين امر در جائى است كه اصلا نامى از « فسق » يا « عدالت » برده نشده باشد چه رسد در موردى همچون آيه وصف « فسق » را با آن مقرون نموده باشند .
پس منطوق آيه خود دلالت بر عدم لزوم تبيّن از خبر عادل دارد ( يعنى نفس لفظ تبيّن ) .
7 - توضيح استدلال به آيه نباء از طريق دلالت منطوقى بتقرير ديگر
بعضى از شاگردان مرحوم مصنّف فرمودهاند :
از كلام استاد عليهالرّحمه در مباحث اجماع منقول و نيز از فرموده محقّق قمى ( ره ) در مبحث فحص از مخصّص در كتاب قوانين وجه ديگرى استفاده مىشود كه قريب به همان وجه سابق الذّكر است منتهى به تقريبى ديگر و حاصل آن اينست :
وجه تبيّن و تفحّص از خبر فاسق اينست كه وى در مظانّ دروغ گفتن و اعمال كذب است نه اينكه احتمال صدور كذب و لو بنحو خطاء در وى مىباشد .
بنابراين چون اين معنا در عادل منتفى است لاجرم وجوب تبيّن و تفحّص نيز از خبر وى بايد منتفى باشد .
و به عبارت ديگر :
چون در خبرى كه از فاسق بسمع ما مىرسد مىتوانيم بگوئيم :
آيا اين خبر صادق است يا كاذب ازاينرو تفحّص لازم است ، بديهى است كه عبارت ياد شده و ترديد مذكور چون در خبر عادل نبوده و اساسا با خبر صادر از عادل مناسبتى ندارد لاجرم تبيّن و لزوم آن بىوجه و بىمورد مىباشد .