مخالفت دارد زيرا چارهاى غير از آن نداريم .
و حاصل جواب مرحوم مصنّف از اين سؤال تا آنجائىكه عبارت نقل شد اينست كه :
اخبارى كه ما را امر بطرح احاديث مخالف با كتاب و سنّت مىنمايد از دو حال خارج نيستند :
1 - طائفهاى كه لسان و مضمون آنها اينست كه خبر مخالف با قرآن و سنّت اصلا از ائمّه هدى سلام اللّه عليهم اجمعين صادر نشده و تمام احاديثى كه اينگونه باشند باطل هستند .
2 - طائفهاى كه نطاق آنها اينست كه تصديق خبر مخالف با قرآن جايز نيست .
قوله : فلا ينبغى لاجله هذا الاهتمام : ضمير در « لاجله » به « طرح ما يباين الكتاب كليّة » راجع است .
قوله : هذه الاخبار : مقصود اخبار امر بطرح مخالف الكتاب مىباشد .
قوله : و انّه ليس بحديثهم : ضمير در « انّه » به « المخالف لهما » عود مىكند .
متن : امّا الطّائفة الاولى :
فالاقرب حملها على الاخبار الواردة فى اصول الدّين مثل مسائل الغلوّ و الجبر و التفويض الّتى ورد فيها الآيات و الاخبار النبويّة و هذه الاخبار غير موجودة فى كتبنا الجوامع ، لانّها اخذت عن الاصول بعد تهذيبها من تلك الاخبار .
و امّا الثّانية :
فيمكن حملها على ما ذكر فى الاولى و يمكن حملها على صورة تعارض الخبرين كما يشهد به مورد بعضها و يمكن حملها على خبر غير الثّقة ، لما سيجيء من الادلّة على اعتبار خبر الثّقة
[ جواب مصنف از اقسام اخبار داله بر طرح خبر مخالف كتاب ]
ترجمه :
امّا طائفه اوّلى :
اقرب اينست كه آنها را بر اخبارى حمل بايد نمود كه در اصول دين وارد شدهاند همچون مسائل غلوّ ، جبر و تفويض كه آيات و اخبار نبوىّ درباره آنها وارد شده است .