قوله : من عدم كون المطلق مجازا عند التّقييد : اشاره است به اختلافى كه بين مشهور از اصوليّون و مرحوم سلطان العلماء است :
مشهور اعتبار و حجّيت مطلقات را از باب ظهور لفظى دانسته قهرا تقييد را موجب مجاز بودن مطلق در مقيّد مىدانند .
ولى مرحوم سلطان اعتبار مطلق را از باب عدم بيان قيد مىداند لاجرم پس از آمدن قيد و حصول تقييد باعث نمىشود كه مطلق در غير موضوع له استعمال شود ازاينرو استعمال مطلق در مقيّد به عقيده ايشان و مختار مرحوم مصنّف استعمال لفظ در معناى مجازى نيست .
متن : فان قلت فعلى اىّ شىء تحمل تلك الاخبار الكثيرة الآمرة بطرح مخالف الكتاب ، فانّ حملها على طرح ما يباين الكتاب كليّة حمل على فرد نادر بل معدوم ، فلا ينبغى لاجله هذا الاهتمام الّذى عرفته فى الاخبار .
قلت هذه الاخبار على قسمين :
منها : ما يدلّ على عدم صدور الخبر المخالف للكتاب و السّنّة عنهم عليهم السّلام و انّ المخالف لهما باطل و انّه ليس بحديثهم .
و منها : ما يدلّ على عدم جواز تصديق الخبر المحكىّ عنهم عليهم السّلام اذا خالف الكتاب و السّنّة .
ترجمه :
سؤال
[ اشكال دوم بر جواب مصنف به استدلال منكرين . . . ]
پس اين اخبار كثير و مستفيض را كه ما را به طرح روايات مخالف با قرآن موظّف ساخته بر چه معنائى بايد حمل نمود ، چه آنكه اگر آنها را بخواهيم صرفا بر رواياتى كه با قرآن تباين كلّى دارند حمل نمائيم اين حمل بر فرد نادر بلكه اصلا بدون مصداق مىباشد و سزاوار نيست بخاطر چنين فردى كه يا اصلا وجود خارجى ندارد و يا در صورت تحقّق در كمال قلّت و ندرت است چنين اهتمامى كه به آن اطّلاع حاصل شد در اخبار به خرج داده شده باشد .