تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
سمت مفسّر را با مطلق دارد على الخصوص بنا بر مختار ما كه مطلق را پس از تقييد مجاز ندانسته بلكه همان حقيقت مىپنداريم . شرح مقصود مرحوم مصنّف سابقا فرمودند : اخبار آحادى كه متعرّض حكمى است كه در قرآن و سنّت وجود ندارد مخالف با قرآن نمىباشد و قياس اين‌گونه از اخبار با آيات همچون بيان و عدم بيان است نه از قبيل بيان و بيان عدم باشد ازاين‌رو اين فرمايش از ايشان زمينه اشكالى فراهم نمود كه مستشكل در طىّ آن گفت ممكن نيست كه واقعه و حادثه‌اى در عالم وجود بوده و حكمش به وسيله عمومات قرآنى بيان نشده باشد پس چطور مىتوان اين گفته شما را پذيرفت . مرحوم مصنّف در جواب از اين اشكال دو جواب ايراد نموده‌اند كه اوّلى آن گذشت و اينك حاصل جواب دوّم اينست : مفروض كلام در جائى است كه قرآن حتّى بطور عموم نيز حكم واقعه مورد فرض را بيان نكرده باشد و صرفا خبر واحد متعرّض آن شده است نظير بسيارى از احكام معاملات بلكه عبادات كه در ارتباط با حكم آنها غير از آيات مجمل و مطلق دليل خاصّ و ناصّ يا حتى عموم نيز وارد نشده ازاين‌رو خبر واحد از باب تقييد براى اين اطلاقات حكم آنها را تعيين و مشخّص نموده است بنابراين اگر اختلافى بين خبر و آيات قرآنى باشد اختلافشان از باب اطلاق و تقييد است و اگر از باب مماشات و تسليم مخالفت عموم و خصوص را مخالفت بدانيم امّا در اطلاق و تقييد يقينا اين امر را نپذيرفته و بطور قاطعانه مىگوئيم بين مطلق و مقيّد اختلاف نبوده بلكه مقيّد شارح و مفسّر مطلق است مخصوصا بنا بر مختار ما كه تقييد مطلق را موجب مجاز بودن مطلق در مقيّد نمىدانيم يعنى مىگوئيم : تقييد همچون قرينه معيّنه براى مراد بوده و به واسطه آن پى مىبريم كه از به دو امر از مطلق مقيّد اراده شده بوده و متكلّم لفظ مطلق را در مقيّد استعمال كرده است . قوله : بل هو مفسّر : ضمير « هو » به مقيّد راجع است .