آنها و سياقشان در موقعيّت و به نحوى است كه اساسا قابليّت براى اين معنا را ندارند .
از جمله اين احاديث :
1 - قول امام عليه السّلام است كه فرمودند :
هر حديثى كه با كتاب خدا موافق نباشد پس آن باطل مىباشد .
2 - فرموده معصوم عليه السّلام كه فرمودند :
آنچه از حديث و روايت بشما رسيد و با كتاب خدا موافق نبود پس آن باطل است .
3 - كلام امام عليه السّلام :
بر ما احاديث مخالف با قرآن را نپذيريد ، زيرا ما اگر حديث بگوئيم ، حديثى موافق با قرآن و مطابق با سنّت مىگوئيم .
4 - و بسند صحيح از حضرت مولانا النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده كه فرمودند :
آنچه با كتاب خدا است از حديث من نبوده يا من نگفتهام .
درحالىكه مىبينيم اكثر عمومات قرآنى به وسيله روايات منقول از جناب نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تخصيص خورده .
پس در نتيجه بايد گفت مخالفت خاص با عام در واقع مخالفت نيست و الّا وجود مقدّس صادق مصدّق نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمىفرمودند كه من حديث مخالف با قرآن نگفتهام .
شرح مقصود حاصل فرموده مصنّف ( ره ) در جواب اوّل اينست كه :
مخالفت منحصرا همان مخالفت بنحو تباين كلّى است و ديگر تغايرات از قبيل تغاير عام با خاص يا مطلق با مقيّد را مخالف نمىگويند بلكه هركدام از خاصّ و مقيّد نسبت به عام و مطلق مفسّر و شارح مىباشند و دليل ما بر اينكه اين نحو از تغاير را مخالفت نمىگويند اينست كه :
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 579
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٧٩