ترجمه :
نقل قرائنى كه بر صحّت و صدق اجماع شيخ و علّامه ( رهما ) دلالت دارند
از جمله اين قرائن ، ادّعائى است كه مرحوم كشّى نموده و فرموده است :
اصحاب اجماع و اتّفاق دارند بر صحيح بودن اخبارى كه از جماعتى نقل گردد .
استشهاد معلوم و بديهى است كه تصحيحى كه مورد اجماع علماء باشد معنايش اينست كه آن را خبر صحيح تلقّى كردهاند يعنى به آن عمل نمودهاند نه آنكه به صدورش قطع و يقين حاصل شده باشند ، چه آنكه كشّى فرموده اجماع بر تصحيح نمودن و عمل كردن بوده نه صحّت خبر در واقع تا لازمهاش آن باشد كه صدور اخبار مزبور قطعى و يقينى باشد از اين گذشته صحّت از نظر علماء و ارباب اصطلاح چنانچه بسيارى از علماء به آن تصريح نمودهاند عبارتست از اطمينان و اعتماد داشتن بخبر نه قطع و يقين به صدورش .
پس اين عبارت از كشّى دلالت دارد كه اجماع شيخ و علامه ( ره ) خالى از شاهد و قرينه نبوده و همين ادّعاء از كشّى كه اصحاب بر تصحيح اخبارى كه از جماعتى نقل شده اجماع دارند شاهد و قرينه برآن مىباشد .
قوله : من اجماع العصابة على تصحيح ما يصحّ عن جماعة :
مؤلّف گويد :
اين جماعت در علم رجال و دراية الحديث معروف به اصحاب اجماع بوده كه تعدادشان هيجده نفر بقرار ذيل است :
زراره ، معروف بن خربوذ ، بريد ، ابو بصير اسدى ، فضيل بن يسار ، محمّد بن مسلم طائفى ؛ جميل بن درّاج ، عبد اللّه بن مسكان ، عبد اللّه بن بكير ، حمّاد بن عيسى ، حمّاد بن عثمان ، ابان بن عثمان ، يونس بن عبد الرّحمن ، صفوان بن يحيى بيّاع السّابرى ، محمّد بن ابى عمير ، عبد اللّه بن مغيره ، حسن بن محبوب ، احمد بن محمّد بن ابى نصر .