از ثقات جدا نمودهاند ، عادل را از فاسق ، موافق را از مخالف از حيث عقيده و مذهب بيان نمودهاند ، در اين كتب شرح داده شده كه بچه كسى مىتوان در نقل احاديث اعتماد نمود و چه شخصى قابل اعتماد نيست و در اين قبيل تصنيفات و تأليفات رجالى را از رواياتى كه نقل و حكايت كردهاند استثناء نموده و گفتهاند خبرى كه در سند آن اگر يكى از اين رجال واقع بود آن حديث غير مقبول بوده و بايد ردّ شود .
اين ، عادت و رويّه حضرات علماء اماميّه از قديم الايّام تا به اين زمان بوده ، پس اگر عمل باخبار و حديثى كه رواتش عادل و ثقه باشند غير قابل اعتناء و استناد مىبود چه فائده در وضع و تصنيف كتب رجالى بوده كه اينهمه در آن اهتمام به خرج دادهاند پس اين اعتناء به رجال و اهميّت به ترجمه حالات ايشان خود دليل ديگرى است بر اينكه عمل باخبار واحد را تجويز مىنمودهاند .
تمام شد آنچه را كه ما از عبارت شيخ عليهالرّحمه قصد داشتيم خداوند متعال بر علوّ مقام اين بزرگوار بيفزايد .
ايشان در طىّ استدلال بر اين مطلب تقريرى كه فوقش جا نداشته و بيش از آن نمىتوان بيان نمود فرمودهاند حتّى در ضمن فرمودههايشان به دليل انسداد نيز اشاره شده و تذكّر دادهاند كه اگر بر صرف ادلّه عمليّه اكتفاء شود و باصل برائت در غير موارد علم عمل گردد لازم مىآيد كه آنچه از شرع بر خلافش ثابت شده ارتكاب گردد .
خداوند متعال از سعى و زحمت اين بزرگوار تشكّر نمايد .
شرح مقصود قوله : فدلّ ذلك على جوازه : مشار اليه « ذلك » عدم تفسيق و عدم قطع مودّت مىباشد و ضمير در « جوازه » به عمل بخبر واحد راجع است .
قوله : استدلّ ثالثا على ذلك : مشار اليه « ذلك » حجّيت خبر واحد است .
قوله : و استثنوا الرّجال الخ : يعنى از بين نقله احاديث و راويان اخبار چند تن از آنها را استثناء كرده و فرمودهاند ايشان در سند هر خبرى كه واقع شوند آن حديث مورد طعن بوده و قابل اعتماد نيست .
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى) — صفحة 811
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨١١