بحث از آنها اين علم مىباشد .
نظير مسئله مقدّمه واجب كه حالش مشتبه است و معلوم نيست آيا از ابحاث لغوى است يا فقهى بوده و يا احيانا اصولى است و يا مانند مسئله استصحاب كه در فقهى يا اصولى بودنش اختلاف است و نظير مسئله اجتهاد و تقليد كه برخى آن را از مسائل اصول و گروهى آن را جزء ابحاث كلامى به حساب آوردهاند .
و مسئله خبر واحد نيز از همين قبيل مسائل است چه آنكه در آن اختلاف است :
دستهاى آن را مسئله كلامى دانسته و گروهى آن را از مباحث اصولى شمردهاند و برخى نيز آن را جزء مبادى تصديقيّه براى علم اصول قرار دادهاند .
دسته اوّل كه آن را از مسائل كلامى دانستهاند اينطور پنداشتهاند كه بحث از حجّيّت خبر واحد در واقع بحث از احوال حجّت است ازاينرو در زمره مسائلى است كه متعلّق باصول اعتقادى است برخى از تلامذه مرحوم ماتن مىفرمايد :
از كلام مرحوم مصنّف در مبحث استصحاب اينطور برمىآيد كه اين مسئله جزء مبادى تصديقيّه است و برخى از محقّقين نيز تصريح دارند كه مسئله مزبور از مسائل علم اصول است و براى مدّعاى خويش به وجوهى متمسّك شده از جمله مىفرمايد :
نفس تدوين اين مسئله در علم اصول نه علوم ديگر و نيز تنصيص مهره فنّ و اساتيد اين علم به اصولى بودن اين مسئله خود اماره و علامت آن است كه مبحث حجّيت خبر واحد صرفا اصولى است و بهر تقدير از كسانى كه بحث از حجّيت خبر واحد را جزء مبادى تصديقيّه قرار دادهاند مرحوم ميرزاى قمى در برخى از حواشى مىباشد ، ايشان مىفرماين :
مسائل علم اصول عبارتند از مسائلى كه در آنها بحث از عوارض دليل شود نه از دليليّت دليل درحالىكه در مسئله حجّيت خبر واحد تمام محور سخن و غرض نهائى اثبات و تعيين دليل است و اين بحث از نفس دليليّت دليل است نه عوارض آن بعد از فراغ از دليليّت پس مناط و ملاك اصولى بودن مسئله در آن نمىباشد .
[ اشكال صاحب فصول بر كلام ميرزاى قمى ]
مرحوم صاحب فصول در مقام جواب از اين مقاله مىفرمايد :
آنچه در مبادى تصديقيّه جزء آن قرار داده شده است ذات ادلّه بدون در نظر