در اين قضاياى پنجگانه وجوب و استحباب و اباحه و كراهت و حرمت تمام از عوارض فعل مكلّف بوده و نفس اين قضايا مسائل فقهى مىباشند .
[ شرح مبادى علم ]
و امّا مبادى :
مبادى بر دو قسم است : مبادى تصوّريّه و مبادى تصديقيّه .
مبادى تصديقيّه عبارتند از امورى كه صحّت و سقم مسائل وابسته به آنها است مثلا در علم نحو براى جواز اضمار قبل از ذكر بقول فلان شاعر تمسّك مىكنند يا براى وجوب اعاده خافض بر معطوف به مجرور كلام فلان شخصيّت از اهل ادب و لسان را مورد استشهاد قرار مىدهند بنابراين كلام فلان شاعر يا فلان شخصيّت را از مبادى تصديقيّه علم نحو قرار مىدهند مبادى تصوّريّه خود بر سه قسم است :
1 - تعريف موضوع علم
2 - تعريف اجزاء موضوع
3 - تعريف مصاديق و افراد موضوع
مثلا در علم نحو تعريف كلمه و كلمه تعريف موضوع اين علم است و تعريف مبتداء ، خبر ، فاعل ، مسند و امثال اين امور تعريف اجزاء موضوع است چه آنكه امور ياد شده اجزاء كلام هستند چنانچه مىتوان تعاريف نامبرده را نيز از قسم تعاريف مصاديق و افراد موضوع نيز قرار داد زيرا هركدام از فاعل و مبتداء و خبر و غيره از افراد كلمه نيز محسوب مىشوند .
بعد از ذكر اين مقدّمه مختصر مىگوئيم :
مسائلى كه در علم اصول مطرح است از دو حال خارج نيست :
1 - مسائل متيقّنه
2 - مسائل مشتبهه
مقصود از مسائل متيقّنه آن دسته از مسائلى است كه در اصولى بودن آنها جاى ترديد و شبهه نمىباشد نظير بحث از اصول عمليّه به استثناى استصحاب ، مبحث تعادل و تراجيح و عموم و خصوص ، مطلق و مقيّد و امثال اينها .
و مراد از مسائل مشتبهه : مسائلى است كه در اصولى بودن و عدم آن ترديد و خلاف است ازاينرو برخى آنها را جزء مسائل علم لغت يا نحو و يا كلام و يا حكمت قرار داده و بعضى در قبال ايشان معتقدند كه جزء اصول بوده و محلّ طرح و